|
بسمه تعالی قواعد اعلال در یک تقسیمبندی از حروف میتوان آنها را به دو قسم تقسیم نمود: ? حرف عله: که عبارتند از «و – ا – ی» ? حروف صحیحه که عبارتند از بقیه حروف نکته: 1- هرگاه یک حرف یا دو حرف اصلی یک فعل حرف عله باشد به آن معتل میگویند. 2- هرگاه هیچ یک از حروف اصلی یک فعل حرف عله نباشد به آن صحیح میگویند.
لطفاً به تقسیمبندی زیر توجه کنید:
معتلالفاء (مثال) وَعَدَ
مَدَّ: مضاعف صحیح معتل معتلاللام (ناقص) هَدَی أکَلَ: مهموز معتلالفاء و اللام (لفیف مفروق وَقَی) العین واللام (لفیف مقرون شَوَی) توجه: در حروف علّهی فعلهای معتل برخی مواقع تغییراتی به وجود میآید که به این تغییرات اعلال میگویند.
1- اعلال به سکون (اسکان) اعلال: 2- اعلال به قلب (تبدیل) 3- اعلال به حذف
الف) اعلال به اسکان: در صورتی که حرف عله متحرک، ساکن شود که این سکون به دو شکل صورت میگیرد: 1- نقل حرکت به حرف ساکن ماقبل 2- حذف حرکت مثال: 1- یَعُوْدُ که در اصل یَعْوُدُ بوده است. مانند: (یَقُولُ – یَبِیعُ) 2- یَدْعُوْ که در اصل یَدْعُوُ بوده است. مانند: (یَرمِی – یَشْکُو)
ب) اعلال به قلب: تبدیل حرف علهای به حرف عله دیگر میباشد. مثال: «صَادَ» که در اصل «صَیَدَ» بوده است و یا «قَالَ» که در اصل «قَوَلَ» بوده است و یا «دَعَا» که در اصل «دَعَوَ» بوده است. ج) اعلال به حذف: و آن عبارت است از حذف حرف عله از کلمه. لَمْ + یَخافُ ` لَمْ یَخَفْ لَمْ + یَمْشِی ` لَمْ یُمْشِ
انواع اعلال در فعلهای معتل: و ع د (و ع د) وَعَدَ الف) اعلال در مثال یا معتل الفاء «عله» «صحیح» «صحیح» ی س ر (ی س ر) یَسَرَ ? اگر به مثال فوق توجه کنید درمییابید که فعل مثال بر دو نوع است: 1- مثال واوی 2- مثال یائی ? باید توجه داشت که فعلهای معتل نیز همانند فعلهای صحیح، «ماضی، مضارع و امر) دارند. لذا اکنون به تغییراتی (اعلالهایی) که در انواع فعلهای مثال رخ میدهد میپردازیم. 1- مثال ماضی: فعل ماضی از هر جهت مانند فعل سالم صرف میشود و هیچگونه اعلال در آن رخ نمیدهد. وَجَدَ – وَجَدَا – وَجَدُوا وَجَدْتَ – وَجَدْتُما – وَجَدْتُمْ وَجَدْتُ وَجَدَت – وَجَدَتا – وَجَدْنَ وَجَدْتِ – وَجَدْتُما – وَجَدْتُنَّ وَجَدْنا
2- مضارع مثال واوی: در مضارع مثال واوی هرگاه بر وزن «یَفْعِلُ» باشد و گاهی یَفْعَلُ «واو» حذف میشود. مانند: یَوْجِدُ یَجِدُ یَوْعِدُ یَعِدُ یَوْهَبُ یَهَبُ یَوْضَعُ یَضَعُ
نکته: در صورت مجهول کردن فعلهای مضارع مثال واوی «واو» حذف نمیشود. مثال: یَوْجِدُ یُوجَدُ یَوْعِدَ یُوعَدُ یَوْهَبُ یُوهَبُ ? باید توجه داشت که عدم حذف «واو» به دلیل تغییر ساختار کلمه است که دیگر بر وزن «یَفْعِلُ یا یَفْعَلُ) نمیباشد.
3- امر حاضر: در امر حاضر مثال «واوی» نیز «واو» حذف میگردد مانند «قِفْ» که در اصل «تَوْقِفُ» بوده است و میتوان گفت که امر حاضر فعلهای مثال واوی از مضارع تغییر یافته آن ساخته میشود. تَصِلُ صِلْ
4- در مثال واوی هرگاه ماقبل واو «کسره» باشد «واو» به «یا» تبدیل میشود. مثال: اِوْجَلْ اِیجَلْ ، اِوْجَاد اِیجاد ، اِسْتِوْصَال اِستیصال ، مِوْزَان مِیزان 5- در مثال «یائی» (ی) ساکن ماقبل مضموم (و) به (واو) تبدیل میشود. مانند تغییری که در اسم فاعل فعل یَسَرَ هنگامی که به باب «اِفعال» میرود رخ میدهد. مثال: مُیْسِر مُوسِر و یا فعل «یَقِنَ» در باب افعال: یُیْقِنُ یُوقِنُ
6- هرگاه فعل مثال به باب «افتعال» برده شود، حرف علّه در تمام صیغههای آن باب به «تاء» تبدیل و در (تاء) افتعال ادغام میگردد. مانند: وَصَلَ افتعال اِوْتَصَلَ اِتّصَلَ یَسَرَ افتعال اِیْتَسَرَ اِتَّسَرَ وَحَدَ افتعال اِوْتَحَدَ اِتَّحَدَ ق ا ل قال ب) اعلال در اجوف یا «معتلالعین» «صحیح» «معتل» «صحیح» 1- اعلال در ماضی اجوف: ب ا ع باعَ در ماضی معلوم (ثلاثی مجرد) اجوف «واو» و «یاء» متحرک ماقبل مفتوح (ــَـ) به (الف) قلب میگردد. قَوَمَ قَامَ بَیَعَ بَاعَ قَوَلَ قَالَ
توجه: از صیغه 6 ماضی تا صیغه آخر به علت التقاء ساکنین حرف عله حذف میشود و (فاءالفعل) مکسور میشود. مگر اینکه مضارع آن بر وزن یَفْعَلُ باشد که در این صورت (فاءالفعل) مضموم (ــُـ) میگردد. خَاْفَنَ خِفْنَ قَاْلْنَ قُلْنَ صَاْدْنَ صِدْنَ قَاْمْنَ قُمْنَ
اعلال در مضارع اجوف: 1- در مضارع اجوف هرگاه حرف عله متحرک و حرف ماقبل آن حرف صحیح و ساکن باشد حرکت حرف عله به ماقبل آن داده میشود، و اعلال به اسکان و نقل به حرکت رخ میدهد. یَقْوُلُ یَقُوْلُ یَبْیِعُ یَبِیْعُ
نکته: و چنانچه حرکت عینالفعل فتحه باشد «واو» و «یاء» به «الف» قلب میشوند. مثال: یَهْیَبُ یَهَیْبُ یَهُابُ ، یَنْوَمُ یَنَوْمَ یَنَامُ
2- در مضارع اجوف در صیغههای 6 و 12 آن به دلیل التقاء ساکنین حرف عله حذف و در نتیجه اعلال به حذف رخ میدهد. مثال: یَقْوُلْنَ یَقُوْلنَ یَقُلْنَ تَقْوُمْنَ تَقُوْمْنَ تَقُمْنَ یَصْیِدنَ یَصِیْدْنَ یَصِدْنَ
3- اعلال در امر حاضر و مضارع مجزوم در فعلهای اجوف: در امر حاضر و مضارع مجزوم اجوف حرف عله، چون ساکن است و لامالفعل نیز ساکن میگردد، حرف عله به علت التقاءالساکنین حذف میشود. مانند: تَقُوْلُ امر: قُلْ تَخَافُ لَمْ تَخَفْ و در بقیه صیغههای امر همان اعلالی صورت میگیرد که در مضارع بوده است یعنی در مثنی و جمع مذکر و مفرد مؤنث حرف عله حذف نمیگردد. مانند: تَخَافُ امر: خَفْ ، خَافی ، خَافا ، خافُوا ، خَفْنَ ? قواعدی که در رابطه با اعلال فعلهای اجوف توضیح داده شد در بابهای اِفعال، اِنفعال، اِفتعال، اِستفعال نیز جاری است. مانند: باب افعال: «اَضَاعَ» در اصل «اَضْیَعَ» بوده است ؛ «یُضِیْعُ» در اصل «یُضْیِعُ» بوده است. باب انفعال: «اِنْقادَ» در اصل «اِنْقَیَدَ» بوده است ؛ «یَنْقادُ» در اصل «یَنْقَیِدُ» بوده است. باب افتعال: «اِبْتاعَ» در اصل «اِبْتْیَعَ» بوده است ؛ «یَبْتاعُ» در اصل «یَبْتَیِعُ» بوده است. باب استفعال: «اِسْتَقامَ» در اصل اِسْتَقْوَمَ بوده است ؛ «یِسْتَقِیمُ» در اصل «یَستَقْوِمُ» بوده است.
? اعلال در ماضی مجهول اجوف: 1- حرف عله ساکن، فاءالفعل مکسور، و (واو) به «یاء» تبدیل میگردد. مثال: قَوَلَ قُوِلَ قِوْلَ قِیلَ
2- از صیغه 6 به بعد ماضی مجهول اجوف همانند ماضی معلوم صرف میشود با این تفاوت که «فاءالفعل» مضموم، مکسور و «فاءالفعل مکسور» مضموم میگردد. لازم به ذکر است صرف کامل فعلهای معتل همراه با اعلال آنها در جدول آورده شده است. ? اِعلال در مضارع مجهول اجوف: در مضارع مجهول اجوف حرف عله (واو – یاء) به الف تبدیل میشود. به صرف 14 صیغه آن در جدول مراجعه کنید. ? در مصدر باب افعال و استفعالَ از اجوفَ حرف عله حذفَ و به آخر آن «ۀ» مربوطه ملحق میشود. مانند: اِقوَام اِقامۀ اِستقَوام اِستقامۀ و در مضارع اجوف «واوی» آن دو باب «عینالفعل» به «یاء» تبدیل میشود. مثال: یُقْوِمُ یُقِوْمُ یُقِیمُ یَسْتَقْوِمُ یَسْتَقِوْمُ یَستَقِیمُ ? در مصدرهای مجرد که بر وزن «فِعال» و مصدرهای بابهای اِنفعال و اِفتعال از اجوف «واوی»، «واو» به «یا» قلب میگردد. قِوام قِیام اِنْقِوَاد اِنقِیاد اِشْتِوَاق اَشتِیاق ? اعلال فعلهای ناقص: ? فعلهای ماضی ناقص: فعلهای ماضی ناقص چنانکه قبل از حرف عله فتحه باشد، در صیغه اول اعلال قلب صورت میگیرد و در سه صیغه اعلال حذف انجام میشود: فعل ماضی ناقص + و حذف حرف عله مانند: دَعَا + و دَعَوْا، للغائبین، (هم) فعل ماضی ناقص + تْ حذف حرف عله مانند: دَعَا + تْ دَعَتْ، للغائبۀ، (هی) فعل ماضی ناقص + تا حذف حرف عله مانند: دَعَا + تا دَعَتا، للغائبَتینِ، (هما) بقیه صیغهها بر روی اصل اعلال نشده صرف میشود. مانند: دَعَوَا، دَعَوْنَ، دَعَوْتَ، دَعَوْتُما، دَعَوْتُم، دَعَوْتُنَّ، دَعَوْتُ، دَعَوْنا و چنانچه قبل از حرف عله کسره باشد تنها در صیغه جمع مذکر غائب اعلال حذف صورت میگیرد و حرکت کسره عینالفعل تبدیل به ضمه میشود. مانند: نَسِیَ + واو نَسِیُوا نَسُوا، للغائبینَ (هم) ? اعلال فعل مضارع ناقص: چنانکه فعل مضارع ناقص بر وزن «یَفْعُلُ» و «یَفْعِلُ» باشد یعنی قبل از حرف عله «واو» ضمه، و قبل از حرف عله «یاء» کسره، باشد در صیغههای مفرد (بدون ضمیر) اعلان اسکان صورت میگیرد. مانند: یَدْعُوُ ، تدْعُوُ ، اَدْعُوُ ، نَدْعُوُ یَدْعُوْ ، تَدْعُو ، اَدْعُوْ ، نَدْعُوْ یَهْدِیُ ، تَهْدِیُ ، اَهْدِیُ ، نَهْدِیُ یَهْدِیْ ، تَهْدِیْ ، اَهْدِیْ ، نَهْدِیْ و اگر قبل از حرف عله فتحه باشد یعنی بر وزن «یَفْعَلُ» باشد در صیغههای بدون ضمیر اعلال قلب صورت میگیرد. مانند: یَخْشَیُ ، تَخْشَیُ ، اَخْشَیُ ، نَخْشَیُ یَخْشَی ، تَخْشی ، اَخْشی ، نَخْشی و در هر سه نوع فعل در صیغههای زیر اعلال حذف صورت میگیرد: فعل مضارع ناقص + ون حذف حرف عله، للغائبینَ ، (هم) مانند: یَدْعُو + ون یَدْعُونَ فعل مضارع ناقص + ون حذف حرف عله، للمخاطبینَ ، (انتم) مانند: تَهْدِی + ون تَهْدِینَ فعل مضارع ناقص + ین حذف حرف عله، للمخاطبۀ ، (اَنْتِ) مانند: تَدْعُو + ین تَدْعینَ تَهْدِی + ینَ تَهْدِیَن ، تَخْشَی + ین تَخْشَیْنَ و بقیه صیغهها بر روی اصل اعلال نشده صرف میشود. مانند: یَدْعُوَانِ ، تَدْعُوَانِ ، یَدْعُوْنَ ، تَدْعُوْنَ ? اعلال فعل امر و مضارع مجزوم: در صیغههای بدون ضمیر هنگام مجزوم شدن فعل ناقص و همچنین در صیغه اول فعل امر حاضر چون حرف آخر فعل ناقص حرکتی ندارد که ساکن شود خود حرف عله حذف میشود. مانند: یَدْعُو لَمْ یَدْعُ ، اُدْعُ تَهْدِی لَمْ تَهْدِ ، اِهْدِ تَخْشَی لَمْ تَخْشَ ، اِخْشَ مضارع مجزوم امر حاضر مضارع مجزوم امر حاضر مضارع مجزوم امر حاضر و صیغههای دیگر مانند مضارع صرف شده و در آن اعلال صورت میگیرد. (به جدول تصریف توجه شود)
? مجهول ماضی و مضارع ناقص: در ماضی مجهول ناقص واوی حرف عله به خاطر کسره ماقبل به «ی» قلب میشود: دَعَا دُعِیَ ، تَلا تُلِیَ
? در مضارع مجهول ناقص حرف عله به خاطر فتحه ماقبل به الف «ی» قلب میشود: یَدْعُو یُدْعَی ، یَهْدِی یُهْدَی ، یَخْشَی یُخْشی فعل ناقص در بابهای ثلاثی مزید
با توجه به جدول بالا به نکات زیر پی میبریم: 1- هرگاه حرف عله (واو) در مرتبه چهارم به بالا قرار گیرد ابتدا تبدیل به «ی» شده و سپس بر روی آن اعلال صورت میگیرد. بنابراین در بابهای مزید حرف علهی «واو» قلب شده به الف را به شکل «ا» نمیبینیم بلکه به صورت «ی» نوشته میشود. 2- در ماضی تمام بابها چون قبل از حرف عله فتحه وجود دارد (عینالفعل مفتوح است) اعلال قلب صورت میگیرد. 3- در مضارع آنها چون قبل از حرف عله «ی» کسره وجود دارد (عینالفعل مکسور است) اعلان اسکان صورت میگیرد. یُناجِیُ یُناجِیْ بجز باب تفاعل و تفعل که مانند ماضی مضارع نیز اعلال قلب دارد. مانند: یَتَصَدَّیُ یَتَصَدَّی 4- در امر آنها در صیغه اول فعل مبنی بر حذف عله میگردد و صیغههای دیگر مانند مضارع صرف و اعلال میشود. 5- در مصدر بابهایی که به «ال» ختم میشود چون حرف عله بعد از الف زائد قرار میگیرد قلب به همزه میشود. موارد 1، 6، 7 ، 8) 6- در باب تفعیل مصدر فعل ناقص بر وزن تَفْعِلۀ میآید. 7- در باب مفاعله در مصدر اعلال قلب صورت میگیرد و مصدر بر وزن ساختگی «مُفاعاۀ» میآید. 8-در مصدر بابهای تفاعل و تفعّل چون حرف عله «ی» است، ضمه ماقبل آخر این دو باب تبدیل به کسره میشود. 9- چنانچه فعل لفیف باشد قواعد فعل مثال و ناقص یکجا در آن صورت میگیرد. مانند: وَلْیٌ مصدر باب استفعال «اِسْتِوْلای» استیلاء صرف فعل مجهول معتل
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۱ساعت 17:14  توسط گروه عربی
|
|