توجه: 1- ملاک در تشخیص حروف زاید در هر باب اولین صیغه فعل ماضی (مفرد مذکر غائب) میباشد. 2- هدف ما از اینکه واژهای را به باب ثلاثی مزید میبریم بدست آوردن معنای جدید میباشد. 3- مصدر دوم باب مفاعله «فِعال» و باب تفعیل، فَعال – تَفْعَال – تَفْعِلَۀ میباشد. تهیه کننده: محمدحسین جعفری شهرضا یا اَرْحَمَ الرّاحمین توجه فرمایید: مطالبی که با «*» مشخص شده مربوط به سال اول نمی باشد.
جامد: اسمی است که از کلمهی دیگر گرفته نشده باشد. مانند: رَجُل ، عَمَل، جَعفَر ، أخ اسم مشتق: اسمی است که از کلمهی دیگر گرفته شده باشد. مانند: کاتِب، مَضْروب، مِفْتاح، رَحیم
1- مصدر: که از آن فعل یا مانند آن مشتق میشود. مانند: کِتابَۀ – مَنْع – نَصْر * اسم جامد 2- غیر مصدر: که از آن چیزی مشتق نمیشود. مانند: فَرَسَ: اسب عَضُد: بازو حِبْر: مرکب دِرْهَم: پول نقره
1- لغوی (مأخوذ) که فقط از کلمهی دیگر گرفته شده اما صفتی را بیان نمیکند. مانند: مصادر بابهای ثلاثی مزید: اِکْرام، تَعْلیم و .... مشتق 2- اصطلاحی که از کلمهی دیگر گرفته شده و بیانگر صفتی در شخص یا چیزی میباشد.
دارای هشت قسم است
تهیه کننده: محمدحسین جعفری شهرضا اسم های مشتق 1- اسم فاعل: بر کسی یا چیزی که کاری از او صادر شده یا دارندهی حالت غیر ثابتی است دلالت میکند. (معادل صفت فاعلی در فارسی) و از ثلاثی مجرود بر وزن «فاعل» میآید. مانند: ذاهِب (رونده)، کاتِب (نویسنده) اسم فاعل در غیر ثلاثی مجرد: با قرار دادن «میم مضمومه مُ» به جای حرف مضارع و مکسور (ــِـ) کردن حرف ماقبل آخر آن ساخته میشود. مانند: اَحْسَنَ ` مضارع: یُحسِنُ ` اسم فاعل: مُحْسِن تَعَلَّمَ ` مضارع: یَتَعَلَّمُ ` اسم فاعل: مُتَعَلِّم صرف اسم فاعل در غیر ثلاثی مجرد: 1- مُتَعَلِّمٌ 2- مُتَعَلِّمانِ 3- مُتَعَلِّمونَ 4- مُتَعَلِّمَۀٌ 5- مُتَعَلِّمَتانِ 6- مُتَعَلِّماتٌ اسم فاعل در ثلاثی مجرد و غیر آن دارای شش صیغه و جانشین 14 صیغه مضارع میباشد و از این قرار است:
2- اسم مفعول: بر کس یا چیزی دلالت میکند که کاری بر او واقع یا حالت غیرثابتی در او محقق شده باشد (معادل صفت مفعولی در فارسی) و از ثلاثی مجرد بر وزن «مَفْعول» میآید. مانند: منصورٌ (یاری شده) اسم مفعول همانند اسم فاعل دارای شش صیغه است که جانشین 14 صیغه فعل مضارع میشود. صرف اسم مفعول ثلاثی مجرد: 1- مَنْصُورٌ 2- مَنْصُورانِ 3- مَنْصُورُوْنَ 4- مَنْصورَۀٌ 5- مَنْصورَتانِ 6- مَنْصوراتٌ اسم مفعول در غیر ثلاثی مجرد: با قرار دادن «میم مضمومه» به جای حرف مضارع و مفتوح ( َ) کردن حرف ماقبل آن ساخته میشود. اَحْسَنَ ` یُحْسِنُ ` اسم مفعول مُحسَن اسْتَخْرَجَ ` مضارع یَسْتَخْرِجُ ` اسم مفعول مُسْتَخْرَج «با توجه به جدول صرف اسم فاعل با ضمایر، جدولی ترسیم کنید و یک اسم مفعول ثلاثی مجرد و یک اسم مفعول ثلاثی مزید صرف کنید. » 3- صفت مُشبَّهۀ: کلمهای است که بر شخص یا چیز دارای صفت ثابت دلالت میکند (معادل فارسی صفت مطلق) مانند: کَریم (بزرگوار)، حَسَن (نیکو) نکتهی 1: صفت مشبۀ از ثلاثی مجرد دارای وزنهای گوناگونی است که برخی از آنها عبارتند از: فَعِیلْ: شریف، فَعْل: صَعْب، فَعِل: خَشِن، فَعْلان: عَطْشان، فُعال: شُجاع، فَعال: جَبان (ترسو)، فَعِل: فَرِح و .... نکتهی 2: هرگاه اسم فاعل و اسم مفعول بر صفت ثابت دلالت کند صفت مشبۀ میباشد. مانند: طاهِر (پاک)، محمود (پسندیده) نکتهی 3: صفت مشبۀ از غیرثلاثی مجرد بر وزن اسم فاعل آن میآید: در صورتی که دلالت بر صفت ثابتی کند. مانند: مُؤمِنْ ، مُحَمَّد 4 و 5- اسم زمان و اسم مکان: اسمی است که بر زمان وقوع فعل و با مکان آن دلالت میکند معادل فارسی قید زمان یا مکان. مانند: مَنْزِل (زمان یا مکان فرود آمدن) نکتهی 1: اسم زمان و مکان در ثلاثی مجرد دارای دو وزن است «مَفْعِل» مانند: جَلَسَ ` مَجْلِس ، نَزَلَ ` مَنْزِل ، حَفَلَ ` مَحْفِل ، مَکتَب (زمان یا مکان نوشتن) ` کَتَبَ یا بر وزن «مَفْعَل» مانند: ذَهَبَ ` مَذْهَب ، دَرَسَ ` مَدرَس ، حَکَمَ ` مَحْکَم نکتهی 2: اسم زمان و مکان در غیرثلاثی مجرد و بر وزن اسم مفعول آن میآید مانند: اَکْرَمَ ` مُکْرَم: زمان یا مکانِ اِکْرام ، اِجْتَمَعَ ` مُجْتَمَع (زمان یا مکان اِجْتِماع) 6- اسم مبالغه: اسمی است که بر انجام دهنده کاری یا دارنده صفتی در حدّ زیاد دلالت میکند. مانند: وَهّاب (بسیار بخشنده) ، خَدُوم (بسیار خدمت گزار) نکته 1: اسم مبالغه غالباً از ثلاثی مجرد ساخته میشود و وزن آن مانند صفت مُشَّبَهۀ سَماعی است: فَعّال: فَرّار (سخت گریزنده) ، فُعّال: کُبّار (بزرگ مقدار)، فَعّالۀ: عَلّامۀ (بسیار بسیار دانا)، مِفْعِیل: مِسْکِینْ (بسیار درمانده) نکتهی 2: اسم مبالغه از ثلاثی مزید خیلی کم شنیده شده است مانند: مِعْطاء از اِعطاء (بسیار بخشنده) دَرّاک از اِدراک (بسیار درک کننده)، مِتْلاف از اِتْلاف (بسیار تلف کننده) نکتهی 3: در اسم مبالغه صیغه مؤنث و مذکر یکسان است، گاهی در آخر آن «ۀ» آورده میشود که بر تأکید و کثرت مبالغه دلالت میکند. علّامۀ – فَهَّامَۀ 7- اسم تفضیل: اسمی است که بر زیادی وصف موصوفی بر موصوفِ دیگر دلالت میکندو مانند: عَلِیٌّ اَعْلَمُ مِن سعیدٍ (علی از سعید داناتر است) (اسم تفضیل با مِنْ معادل با صفت تفضیلی فارسی و اسم تفضیلی بدون مِنْ غالباً معادل صفت عالی فارسی میباشد) نکتهی 1: اسم تفضیل از ثلاثی مجرد بر وزن اَفْعَل فُعْلی میآید مانند: اَعْظَم ` عُظْمی ، اَکْبَر ` کُبْری نکتهی 2: اسم تفضیل اگر به کلمهای بعد از خود اضافه شود به صفت عالی تبدیل میشود: اَشْجَعْ: شجاعتر ، اَشْجَعُهُمْ: شجاعترینشان 8- اسم آلت: بر ابزار انجام فعل دلالت میکند و دارای سه وزن است: مِفْعَل: مِفْتَح ، مِفْعَلَۀ: مِفْتَحَۀ ، مِفْعال: مِفْتاح (که هر سه به معنای کلید میباشد)
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۱ساعت 17:13  توسط گروه عربی
|
|