چکیده

نوشتار حاضر پیرامون تقوا و نقش آن درجامعه است .

وجود بسیاری از مشکلات اجتماعی و اخلاقی ناشی از ضعف ایمان و عدم تقوا در بسیاری از نهادها و اقشار جامعه می باشد .و پیروی از امیال و هواهای نفسانی ، بی عدالتی ها و خیلی از معضلات ما به بی تقوایی و هماهنگ نبودن سخن و کردار ما باز می گردد .

 بر این اساس بر آن شدیم تا مطالبی در این زمینه با استفاده از آیات نورانی قرآن و فرمایشات پیامبر عظیم الشان اسلام حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و حضرت امام علی علیه السلام و سایر معصومین علیهم السلام و نیز سخنان برخی از دانشمندان بزرگ اسلامی و ادبا و شعرای نامدار ایران زمین تهیه نمائیم .

 امید است خود و خوانندگان فرهیخته ی این اثر ، تحت تاثیر فرامین الهی قرار گرفته و بر اساس  فرمایش قرآن کریم « قوا انفُسَکُم وَ اَهُلیکَم نارًا خود  و خانواده هایتان را از آتش ( جهنم ) نگه دارید . [1]» خود و جامعه خویش را که به شدت از بد اخلاقی و عدم پایبندی به فرهنگ غنی اسلام و تشیع رنج می برد اصلاح نماییم .

 

 

 

مقدمه

     جمال یار ندارد حجاب و پرده ولی

                                                         غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد

تقوا یک نیروی کنترل درونی است که انسان را در برابر طغیان شهوات حفظ می کند و در واقع همانند ترمزی نیرومند ماشین وجود انسان را از افتادن در پرتگاهها حفظ و او را از تندرویهای خطرناک نگه می دارد در نهج البلاغه پیشوای پرهیزگاران آن را به عنوان دژ نیرومند در برابر خطرات گناه شمرده اند . در احادیث و گفتار بزرگان تشبیهات فراوانی برای تجسم حالت تقوا آمده است همانطوری که در متن این نوشتار خواهد آمد امام علی علیه السلام : آن را به مرکبی را هوار که صاحبش بر آن سوار است و زمامش در دست اوست و تا دل بهشت او را «پیش می برد » تشبیه فرموده است .

بعضی تقوا را به حالت کسی تشبیه می کنند که از یک سرزمین پر از خار عبور می کند و سعی دارد دامن خود را کاملا برچیند و با احتیاط گام بردارد مبادا نوک خاری در پایش بنشیند و یا دامنش را بگیرد .

پس تقوا قرار دادن «جان و روح انسان » در یک پوشش حفاظتی در برابر خطرها    می باشد .

معصوم علیه السلام می فرماید : حقیقت تقوا این است که خداوند در جائی که می خواهد حضور داشته باشی ( صحنه انجام کارهای خوب اعم از واجب و مستحب ) تو را بیابد ، و نبیند تو را در جایی که از نهی کرده است .

یعنی تقوا علم و عمل است ، علم به خدا و کیفر الهی ، عمل : خود داری از گناه و نافرمانی محبوب .

باید دانست تقوا از صفات قلب است و از افعال جوانح و اندام های درونی و چون قلب بر همه ی اعضا حکومت می کند لذا تقوای قلب موجب تقوای چشم است ، موجب تقوای زبان و دست بطور کلی موجب تقوا در همه گفتار و کردار انسان      می شود .

تقوا معیار فضیلت و برتری انسان ها بر یکدیگر است نه معیارهای پست و پوچ نژاد پرستانه ، اگر انسان دارای این سجیه ی ارزشمند شد از همه برتر است ، چه سیاه باشد چه سفید ، چه عرب باشد چه عجم چه سید قرشی و غیر سید !!

اساسی که قرآن معرفی می نماید تقوا است « ... انّ اکرَمَکُم عِندَ اللهِ اَتقیکم ... » [2]گرامی ترین شما نزد خدا با تقوا ترین شما می باشد . ... » [3]

این ابزار است« تقوا»  که انسان را به اهداف الهی از آفرینش انسان نزدیک و موجب تعظیم شعایر الهی می شود [4] .

صبغه الله است که زیباترین رنگ بحساب می آید [5] همه چیز را برای خدا انجام دادن کارهای حرام را برای خدا ترک کردن و هنگام عمل جز او را در نظر نداشتن و به او اندیشیدن .

تقوا نتیجه ایمان راستین و عشق به خدا داشتن است ، ایمان به مبدا هستی و معاد است .!!!

تقوا از خدا ترسیدن نیست !! زیرا خدا ترسناک نیست ! بلکه تقوا علاقه ای شدید به معشوق است بخاطر اینکه معشوق و محبوب حقیقی « خدا ، از او نرنجد عاشق شیفته او حاضر به انجام گناه نمی شود ، از گناه می ترسد و از آن فرار می کند تا رضایت خالق را بدست آورد و به درجه ی « رَ ضِیَ اللهُ عَنهُم و رَضُواعَنهُ [6] برسد حاکمیت تقوا در جامعه موجب رعایت حقوق دیگران می شود .

تقوا موجب فدا کردن مال و جان و بعضی از اوقات آبروی خویش توسط متقی است تا به لقاء الله برسد.حاکمیت تقوا در جهان و افکار زمامداران موجب گسترش صلح و دوستی بین ملت ها می شود.

 تقوا آثار بسیار زیادی دارد که « ان شاءالله » در این اثر به آن اشاراتی ناچیز و مختصر می شود .جادارد اززحمات بی دریغ سرکار خانم معصومه جهانیان که در امر تهیه این پروژه اینجانب را یاری رساندند تشکر وقدردانی نمایم .                                              

                                                                   « محمد حسین جعفری »

ریشه یابی کلمه تقوی :

تقوا در اصل از ماده وقایه به معنای نگه داری یا خویشتن داری است .

مرحوم راغب اصفهانی در کتاب مفردات می گوید :

الوقایهُ : حِفظُ الشیءِ مَمّا یُؤذیه وَ یَضُرُّهُ

وقایه به معنی نگهداری اشیاء است در برابر اموری که به آن ها زیان و آزار می رساند .        (( التّقوی جَعلُ النَّفسِ فی وقایهٍ مِمّا یَخافُ  هذا تَحقِیقُهُ ثُمِّ یُسَمَّی الخوفُ تارهً تقوی و التقوی خوفاً حَسبَ  تقوی قرار دادن روح است در یک پوشش حفاظتی در برابر خطرها و لذا گاهی تقوا را به خوف تفسیر کرده اند در حالیکه  خوف سبب تقوا می شود سپس خوف را تقوا و تقوا را خوف گویند بر وَ صارَت التقوی فی تعارُفِ الشّرعِ حِفظُ النّفسِ عمّا یُؤثِمُ و ذلک بترکِ المحظور

و در عرف شرع تقوا به معنای خویشتن داری در برابر گناهانست و کمال تقوا آن است که از مشتبهات نیز اجتناب شود . زیرا روایت شده است : الحلالُ بَیِّنٌ وَالحرامُ بَیِّنٌ وَ مَن وَقَعَ حَولَ الحمی فَحقیقٌ اَن یَقَعَ فیه : در روایت آمده است که حلال و حرام آشکار هستند وکسی که وارد منطقه ی ممنوعه شود پس ناچار در آن داخل شود .

قال اللهُ تبارَکَ و تعالی : فَمَنِ اتّقی وَاَصلَحَ فَلا خوفٌ علیهم و لاهم یَحزَنون[7] (اعراف/35)

تقوا در اصل «وَقوی» بوده است که واو به تاء تبدیل شده است . تقوا اسم است از اتّقاء و هر دو به معنای خود محفوظ داشتن و پرهیز کردن است . «وَتَزَّوّدوا فَاِنَّ خیرَ الزّادِ التّقوی» (بقره/197)

توشه برگیرید که بهترین توشه پرهیزازگناهان است.و یا پرهیز از عذاب خداست به وسیله ی فعل واجبات و ترک محرّمات [8]

حضرت امام علی (ع) می فرمایند : زادُ المرءِ الی الآخرهِ الورعُ و التّقوی . [9]

وَ یُقالُ اِتَّقی فُلان بِکذا : اذا جَعَلَهُ وقایهً لَنفسِه و آیه ی (( اَفَمَن یَتّقِی بِوَجهِهِ سُوءََ العَذابِ یَومَ القیامَهِ(زمر/24) تنبیهی است بر شدت و سختی آن چه گریبانگیر آنان می شود و سزاوارترین چیزی که باید آن را از عذاب روز قیامت باز دارند ( نگهدارند)  آن صورتهایشان است [10] .

پاره ای  مشتقات واژه ی (وَقی) در قرآن

1-  متّقی وتَقّیّ : هر دو به معنای پرهیزگار است .(( اولئک الذین صَدَقوا وَ اولئک هم المتقون ))(بقره 177) تلکَ الجّنهُ التی نورِثُ مِن عِبادِنا مَن کانَ تقیّاً( مریم63)

2-  واقی : مصون دارنده و محفوظ دارنده ((......... وَ ما کانَ لهم مِنَ اللّهِ مِن واقٍ )) و کسی نبود که از عذاب خداوند محفوظشان دارد ( غافر /21)

3-  تُقاة :تُقاة و تقوی هر دو به یک معنا هستند « یا ایُّها الذین آمنوا اتّقوا اللهَ حَقّّ تُقاتِهِ» ای اهل ایمان آن چنان که شایسته است از خدا بترسید .( آل عمران /102)

4-   اَتقی : پرهیزگارتر (ین) : « اِنَّ اَکرَمَکُم عند اللهِ أَتقیکم » حُجُرات[11]/13

حقیقت تقوا چیست ؟

حقیقت تقوا همان احساس مسئولیت درونی است و تا این احساس مسئولیت نباشد انسان به دنبال هیچ برنامه ی سازنده ای حرکت نمی کند . تقوی انگیزه ی هدایت و بهره گیری از آیات الهی است ، چنانکه د ر آیه ی دوم سوره ی بقره می خوانیم « هُدیً لِلمتّقینَ» این قرآن مایه ی هدایت پرهیزکاران است [12]

همانطور که از مطالب گذشته به دست می آید قرآن بزرگترین امتیاز را برای تقوا قرار داده است و آن را تنها معیار ارزش انسان ها می شمرد . در جای دیگر تقوا را بهترین زاد و توشه شمرده است و می فرماید : وَتَزوّدوا فَاِنَّ خیرَ الزّادِ التقوی ( بقره /197) و در جای دیگرلباس تقوی را بهترین لباس برای انسان می شمرد و « لباسُ التقوی ذلکَ خیرٌ » ( اعراف /26 ) در آیات متعددی یکی از نخستین اصول دعوت پیامبران را تقوی ذکر کرده است  و بالاخره در جای دیگر اهمیت این موضوع را تا آن حد بالا برده  که خدا را اهل تقوا می شمرد و      می گوید : هُوَ اهلُ التقوی و اهلُ المغفره(مدّثر /56)

قرآن تقوا را نور الهی می داند که هر جا راسخ شود علم و دانش می آفریند :« وَ اتّقوا اللهَ وَ یُعّلِمکم اللهَ» (بقره /282) و نیز نیکی و تقوا را قرین هم می شمارد «وَتَعاوَنوا علَی البِرِّ و التقوی » مائده /2» عدالت را قرین تقوا ذکر می کند :«اِعدِلوا هُوَ اَقربُ لِلتقوی » مائده /8»

قرآن در آیات متعددی جای تقوا را قلب می شمرد « اولئک الذین امتحَنَ اللهُ قلوبَهم بالتقوی » آن ها که صدای خود را در برابر رسول خدا (ص) پایین می آورند و رعایت ادب می کنند کسانی هستند که خداوند قلوبشان را برای پذیرش تقوا آزموده است (حجرات/3)

قرآن تقوا را نقطه ی مقابل«فجور» ذکر کرده چنان که در آیه ی 8 سوره ی شمس می خوانیم : «فَاَلهَمَها فُجورَها وَ تقواها » خداوند انسان را آفرید راه فجور و تقوا را به او نشان داد . قرآن هر عملی را که از روح اخلاص و ایمان و نیت پاک سرچشمه گرفته باشد بر اساس تقوا می شمرد چنانکه در آیه ی 108 سوره توبه درباره ی مسجد قبا که منافقان مسجد ضرار را در مقابل آن ساختند  می فرماید : « لَمسجدٌ اُسَّسَ علَی التقوی من اَوَّلِ یوم اَحقُ اَن تقومَ فیه » مسجدی که از روز نخست بر شالوده ی تقوا باشد شایسته تر است که در آن نماز بخوانی.

از مجموع این آیات به خوبی استفاده می شود که تقوا همان احساس مسئولیت و تعهدی است که به دنبال رسوخ ایمان در قلب بر وجود انسان حاکم می شود و او را از فجور و گناه باز می دارد به نیکی و پاکی و عدالت دعوت می کند ، اعمال آدمی را خالص و فکر و نیت او را از آلودگی ها می شوید . هنگامی که به ریشه ی لغوی این کلمه باز می گردیم به همین نتیجه می رسیم زیرا همان طوری که گذشت تقوا از « وقایه» به معنای کوشش در حفظ و نگه داری چیزیست و منظور در اینگونه موارد نگهداری روح و جان از هر گونه آلودگی و متمرکز ساختن نیروها در اموری است که رضای خداوند در آنست .

 برخی از بزرگان برای تقوی 3 مرحله قائل شده اند [13]

1-   نگهداری نفس از عذاب جاویدان از طریق تحصیل اعتقاد درست .

2-   پرهیز از هر گونه گناه اعم از ترک واجب و فعل معصیت .

3-  خویشتن داری در برابر آن چه قلب آدمی را به خود مشغول دارد و از حق منصرف می کند و این تقوای خواص بلکه خاص الخاص است[14].

در پاره ای از آیات انجام شعائر الهی را نشانه ای بر تقوا دانسته اند  و هر کس شعائر الهی را بزرگ دارد و به نشانه های آئین خدا و پرچم های اطاعت او ، احترام بگذارد این از تقوای دلهاست (وَ مَن یُعَظّم شعائراللهَ فَانِّها مِن تقویَ القلوبِ )حج /32

کوتاه سخن اینکه تمام آن چه در برنامه های دینی وارد شده و انسان را به یاد خدا و عظمت او می اندازد شعائر الهی است و بزرگداشت آن نشانه ی تقوای دلهاست . می دانیم که تقوا و روح پرهیزگاری و احساس مسئولیت در برابر فرمانهای الهی چیزی است که کانون آن قلب و روح آدمی است و از آن جا است که به جسم سرایت می کند ، لذا می توان گفت که احترام و بزرگداشت شعائر الهی از نشانه های تقوا ی دل است [15] .

در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام (ص) می خوانیم که اشاره به سینه مبارک خود کرد و فرمود (( التقوی هُاهُنا )) حقیقت تقوا اینجاست ( تفسیر قرطبی ج7 ص4448)

 

صفات پرهیزگاران از دیدگاه قرآن:

آیه ی 16 و 17 سوره ی آل عمران : الّذینَ یقولونَ ربّنا اِننّا آمَنّافَاغفِرلَنا ذنوبَنا و قِنا عذاب النار» همان کسانی که می گویند : پروردگارا ما ایمان آورده ایم پس مار را بیامرز و از عذاب آتش نگاه دار.

آیه ی 17 الصّابرین و الصّادقین و القانطینَ والمُنفِقینَ و المستغفرین بالاَسحار : آن ها که ( در برابر مشکلات و در مسیر اطاعت و ترک گناه ) استقامت می ورزند و آن ها راست می گویند و ( در برابر خداوند ) خضوع می کنند و ( در راه او ) انفاق و در سحرگاهان استغفار می نمایند .

تفسیر :

با توجه به این دو آیه پی به شش صفت ممتاز پرهیزکاران می بریم که عبارتند از :

 1- از خدا طلب بخشش می کنند : ربّنا ..... آمّنافاغفرلنا ....... 

2- در برابر مشکلات و ناملایمات صبر پیشه می کنند (( الصّابرین .....))

3- راستگو هستند . دروغ در زندگی آن ها وجود ندارد :(( وَ الصّادقینَ ......... ))

4- اهل عبادت خاضعانه هستند :(( والقانطینَ .......)

 5- اهل انفاق در راه خدا هستند (( وَ المُنفقین ))

6- هنگام سحرگاهان که بیشتر  مردم در خواب خوش و ناز به سر می برند از خدا طلب بخشش می نمایند : (( وَالمستغفرینً بالأسحار))

 

فوائد ارزشمند وآثار پرهیزگاری

(( ..... وَ مَن یَتَّق اللهَ یَجعَل لَهُ مَخرَجاً و یَرزُقهُ مِن حَیثُ لا یَحتَسِبُ وَ مَن یَتَوَکَّل عَلَی اللهِ فَهُوَ حَسبُهُ اِنَّ اللهَ بالِغُ اَمرِهِ قَد جَعَلَ اللهَ لَکُلِّ شیءٍ قَدرا )) . [16]

ترجمه : و هر کس تقوای الهی پیشه کند خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند ، و او را از جائی که گمان ندارد روزی می دهد ، و هر کس بر خدا توکل کند کفایت امرش را می کند خداوند فرمان خود را به انجام می رساند و خدا برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است .

(( رعایت تقوا سبب نجات از مشکلات))

آیات فوق از امید بخش ترین آیات قرآن مجید است که تلاوت آن دل را صفا و جان را نور و ضیا می بخشد پرده های یأس و نومیدی را می درد ، شعاع های حیات بخش امید را به قلب می تاباند و به تمام افراد پرهیزگار با تقوا وعده ی نجات و حل مشکلات   می دهد . در حدیثی از ابوذر غفاری نقل شده است که پیامبر صلّی الله علیه و اله فرمودند : من آیه ای را می شناسم که اگر تمام انسان ها دست به دامن آن زنند برای حل مشکلات آن ها کافی است پس آیه ی (( وَ مَن یَتَقِ اللهَ یَجعَل لَهُ مَخرَجاً)) را تلاوت فرمود و بارها آن را تکرار کرد [17].

و در حدیث دیگری از رسول خدا (ص) نقل شده که در تفسیر این آیه فرمود:          (( خداوند ، پرهیزگاران را از شُبهات دنیا و حالات سخت مرگ و شداید روز قیامت رهایی می بخشد ))[18]

این حدیث بیانگر این مطلب است که تقوا موجب گشایش امور برای اهل تقوا است هم در دنیا و هم در آخرت . البته معلوم و مسلم است که بر انسان تلاش و کوشش در امر معاش لازم و فرض است و نمی توان با دست آویز قرار دادن این گونه آیات نسبت به اداره زندگی خویش و خانواده بی تفاوت شده و راه تنبلی را در پیش گرفت که این خود ضّد تقوا است .

«وَمَن یَتَّقِ اللهَ یَجعَل لَهُ مَن اَمرِهِ یُسراً [19]

ترجمه :«وهرکس تقوای الهی پیشه کند خداوند کارش را بر او آسان می سازد . »

این آیه کریمه بار دیگر بر روی مسأله ی تقوا تکیه می کند که موجب آسان شدن مشکلات و تحمل آن برای شخص متقی است زیرا نیروی تقوی او را صبور و مقاوم کرده و چون خود را در محضر و منظر خداوند می بیند و حس می کند تحمل مشکلات برایش آسان تر می شود واژه ی ((مِن اَمرِه)) بیانگر این مطلب است هم در این جهان و هم در جهان دیگر خداوند مشکلات اورا به لطفش حل می کند .

 

 

تقوا موجب آمرزش گناهان

اگر انسان اهل تقوا شد و مرتکب گناهی شود خداوند این لغزش ها را نادیده گرفته او را می آمرزد قرآن کریم می فرماید : ((وَ مَن یَتَقِ اللهَ یُکَفِّر عَنهُ سَیِّئاتِهِ و یُعظِم لَهُ اَجراً ))

ترجمه : و هر کس تقوای الهی پیشه کند و از مخالفت فرمان او بپرهیزد خداوند گناهان او را می بخشد و پاداش او را بزرگ می سازد .))[20]

نکته : برخی از مفسران گفته اند منظور از «سَیِّئات» در اینجا «گناهان صغیره» است ، اما نویسندگان تفسیر نمونه گویند در بسیاری ازآیات قرآن مجید (( سَیِّئات )) به عموم گناهان اعم از صغیره و کبیره  اطلاق شده  است مثلا  در  آیه ی  65  سوره ی  مائده می خوانیم وَلَو أَنَّ اُهلَ الکِتابِ آمَنوا و اَتَّقوا لَکَفَّرنا عَنهُم سَیّئاتِهِم : اگر اهل کتاب ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند ما تمام گناهان گذشته آن ها را می بخشیم .

نکته : مسلّم است که ایمان و قبول اسلام سبب بخشودگی همه ی گناهان پیشین

 می شود [21].

در آیه ی 93 سوره ی مائده خداوند خطاب به پیامبر عظیم الشأن اسلام و مسلمانان   می فرماید :« لَیسَ عَلَی الذّینَ آمَنُوا و عملوا الصالحاتِ جُناح فیِما طَعِموا اِذا ما اَتَّقوا وَ آمَنوا و عَمِلُوا الصالحاتِ ثُمَّ اتُّقوا و آمَنوا ثُمَّ اتًقوا وَ آحسَنُوا واللهُ یُحِّبُ المُحسِنینَ»

ترجمه : بر کسانی که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند گناهی در آن چه خورده اند نیست مشروط بر اینکه تقوا پیشه کنند و ایمان آوردند و عمل صالح انجام بدهند  سپس تقوا پیشه کنند  و ایمان آورند سپس تقوا پیشه کنند و نیکی نمایند و خداوند نیکوکاران را دوست می دارد .

آیه ی فوق تصریح می فرماید :

اگر کسانی در گذشته قبل از نزول آیاتی که مثلاً خمر و قمار را تحریم کرده مرتکب چنین گناهانی شده اند ، توبه کرده تقوا پیشه کنند و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند ، بار دیگر همین موضوع را تکرار فرموده : سپس تقوا پیشه کنند و ایمان آورند و برای سومین بار می فرماید : « ثُمِّ اتَّقوا واَحسَنوا » خداوند گناهان گذشته آن ها را      می بخشد زیرا « واللهُ یُحِبُّ ُ المُحسِنین » خداوند نیکوکاران را دوست می دارد ، این یکی از ثمرات تقوا است که قبلاً هم به آن اشارت رفت .

اینکه  چرادر این 3 جمله اِتّقوا تکرار شده بعضی از مفسران آن را حمل بر تاکید      کرده اند زیرا اهمیت موضوع تقوا و ایمان و عمل صالح ایجاب می کند که روی آن بطور جدی و مکرّر تکیه و تأکید شود ، ولی بعضی از مفسرین معتقدند هریک از        3 جمله ناظر به حقیقت جداگانه ای است شاید : منظور از «تقوا» که نخستین بار ذکر شد . همان احساس مسئولیت درونی است که انسان را به سوی تحقیق و بررسی درباره دین و نگاه کردن در معجزه ی پیامبر (ص) و جستجو درباره حق می کند و نتیجه آن ایمان و عمل صالح است . دومین بار که سخن از تقوا به میان آمده اشاره به تقوایی است که در درون جان انسان نفوذ می کند و اثر آن عمیق تر می گردد و نتیجه ی آن ایمان مُستقَر و ثابتی است که عمل صالح جزء آن است لذا در جمله دوم پس از ذکر ایمان سخنی از عمل به میان نیامده تنها می فرماید : «ثُمَّ اتَّقوا وَ امَنوا ... یعنی این ایمان به قدری نافذ و ثابت است که نیازی به ذکر عمل صالح در تعقیب آن نیست .

در مرحله ی سوم : که گفتگو از تقوا می کند ، منظور تقوایی است که به مرحله ی عالی خود رسیده بطوری که علاوه بر دعوت به انجام وظائف حتمی ، دعوت به احسان یعنی کارهای نیک نیز می کند حتی کارهایی که از واجبات نیست .[22]

مرحوم زمخشری (ره) در تفسیر آیه می فرماید : یعنی مؤمنان هیچ گناهی برایشان در مورد چیزهای مباحی که خورده اند نیست هنگامی که از خوردن چیزهای حرام خودداری کرده ( تقوا پیشه کنند ) « ثُمَّ اتَّقوا وأَحسنُوا » بدین معنی که اینان دارای این ویژگی بوده اند و قرآن در مقام مدح و ثناء ایشان به خاطر حالات آنان در اوصاف ایمان و تقوی و احسان می باشد .[23]

مرحوم طبرسی اعلی الله مقامه ( تفسیر شریف جوامع الجامع )در تفسیر آیه شریفه فرموده :بر مؤمنان صالح هیچ گناهی نیست در چیزی که آن را میل کرده اند از غذاهای لذیذ در صورتی که تقوای الهی پیشه کرده باشند در زمینه ی مواردی که خداوند بر آن ها حرام کرده و بر ایمان و عمل صالح ثابت بوده و آن را زیاد انجام داده باشند آن گاه بر تقوی و ایمان ثابت بوده سپس بر دوری گزیدن از گناهان و نیکوکردن اعمالشان پرداخته با اینکه به مردم احسان کرده و به آنان به وسیله ی چیزهای پاکیزه ای که خداوند روزی آنان کرده کمک نمایند و درباره تکرار (( اِتَّقوا ....)) فرمود: گفته شده است اتَّقاءِاوَّل آن دور ی گزیدن از معاصی عقلیه ای است که مخصوص مُکَلَّف است و از او تجاوز نمی کند . والاتّقاءُ الثانی و الاتّقاءُ الثالث ، دوری کردن از ستم به بندگان خداست و غیر آن که موجب فساد و ستم می شود . [24]

تقوی و شکیبایی یکی از نشانه های نیکوکاران است .

در داستان حضرت یوسف (ع) می خوانیم ، ایشان برای شکر گزاری از موهبت بزرگی که خدا به او داده و برای اینکه درس بزرگی به برادران بدهد می فرماید:« قَد مَنَّ اللهُ عَلَینا اَنَّهُ مَن یَتَّقِ ویَصبِر فَاِنَّ اللهَ لا یُضیعُ اَجرَ المُحسنینَ . »

ترجمه : خداوند بر ما منت گذارده هر کس تقوا پیشه کند و شکیبایی داشته باشد خداوند پاداش او را خواهد داد چرا که خدا اجر نیکوکاران را ضایع نمی کند . [25]

تقوا از دیدگاه پیامبر (ص):[26]1- روزی پیامبر (ص) در مکه برای مردم خطبه خواند و فرمود : ای مردم خداوند از شما ننگ جاهلیت و تفاخر به پدران و نیاکان را زدوده مردم 2 گروه بیش نیستند : نیکوکار و با تقوا و ارزشمند نزد خدا ، و یا بدکار و شقاوتمند و پست در پیشگاه حق ، همه ی مردم فرزند آدمند و خداوند مردم را از خاک آفریده چنانکه می گوید : ای مردم ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا شناخته شوید . از همه گرامی تر نزد خدا کسی است که از همه پرهیزگارتر باشد . خداوند دانا و آگاه است .[27]

2- در کتاب« آداب النفوس طبری » آمده که پیامبر (ص) در اثنای ایام تشریق             ( روزهای 11،12و13 ذی الحجه ) در سرزمین منی در حالیکه بر شتری سوار بودند رو به سوی مردم کردند و فرمودند : یا ایّها الناسُ ألا اِنَّ ربَّکُم واحدٌ و اِنَّ اباکم واحدٌ . ألا . لافضلَ لِعَربیٍ علی عَجَمّیٍ و لا لِعَجّمیٍ علی عَربیٍ وَ لا لِأسودَ علی أحمَرَ وَ لا لَاحمَر علی  أسوَدَ الّا بالتقوی ألا هَل بَلَّغتُ ؟ قالوا: نَعَم . قالَ : لَیَبلُغ الشاهد الغائِبَ .

ترجمه : و اِی مردم بدانید خدای شما یکی است  پدرتان یکی ، نه عرب بر عجم برتری دارد و نه عجم بر عرب ، نه سیاهپوست بر گندمگون و نه گندمگون بر سیاهپوست مگر به تقوا ، آیا من دستور الهی را ابلاغ کردم ؟ همه گفتند : آری فرمود : این سخن را حاضران به غائبان برسانند . [28]

4-  و نیز در حدیث دیگری در جمله های کوتاه و پرمعنا از آن حضرت آمده است : خداوند به وضع خانوادگی ونسب شما نگاه نمی کند و نه به اجسام شما و نه به اموالتان ولی نگاه به دلهای شما می کند .  کسیکه قلب صالحی دارد خدا به او لطف و محبت می کند ، شما همگی فرزندان آدمید و محبوب ترین شما نزد خداوند باتقواترین شماست . [29]

 

 

 

تقوا و انبیاء[30] :

آغاز دعوت همه ی  انبیاء به تقوا بود؛ زیرا تا حداقل  تقوی یعنی حق طلبی و حق جوئی در انسان نباشد نه دعوت به توحید در او مؤثر است و نه چیز دیگر . لذا در آغاز سوره بقره می خوانیم :«ذلکَ الکتابُ لا ریبَ فیهِ هدیً لِلمتقینَ » این کتاب آسمانی شک و تردیدی در آن نیست و مایه ی هدایت پرهیزگاران است .

1-  نوح و دعوت به تقوی : « اِذ قال لهم أخوهمُ نوحٌ اَلا تتقون » به خاطر بیاور هنگامی که برادرشان نوح به آن ها گفت :آیا پرهیزگاری پیشه نمی کنید ؟[31]

2-  هود و دعوت به تقوی : « اِذ قالَ لَهُم أخوهُ هودٌ ألا تتقون» در آن هنگام که برادرانشان هود ( در نهایت دلسوزی و مهربانی همچون یک برادر به آنان ) گفت : آیا تقوا پیشه نمی کنید ؟ [32]

3-  صالح و دعوت به تقوی : اِذ قالَ لَهُم أخوهُ صالحٌٌ ألا تتقون»در آن هنگام که برادر دلسوزشان صالح به آن ها گفت : آیا پرهیزگاری پیشه نمی کنید .[33]

توضیح : حضرت صالح که هادی و راهنمای مهربانی همچون یک برادر بود برتری جوئی و منافع مادی در نظر نداشته و به همین جهت قرآن از او تعبیر به أخوهم کرده . دعوت خود را مانند همه ی انبیاء الهی از تقوا به احساس مسئولیت اغاز کرده است خود را فرستاده ی امین معرفی و خطاب به مردم می فرماید : ((فَاتّقوا الله فَاَطیعون )) بنابراین تقوا پیشه کنید و از خدا بترسید و مرا اطاعت کنید .[34]

4-  لوط و دعوت به تقوی : اِذ قالَ لَهُم أخوهُ لوطٌ ألا تتقون[35]»در آن هنگام که برادرشان لوط به آن ها گفت : آیا تقوا پیشه نمی کنید ؟

نکته : حضرت لوط (ع) نیز همچون حضرت صالح (ع) خود را رسولی امین معرفی    می نموده است و قوم خویش را به رعایت تقوا و پرهیزگاری و اطاعت از خویش فرا می خواند .[36]

5-  شعیب و دعوت به تقوی : اِذ قالَ لَهُم  شعیبٌ ألا تتقون[37]» هنگامی که شعیب به آن ها گفت : آیا تقوا را پیشه نمی کنید ؟

نکته : در حقیقت دعوت به تقوا از همان نقطه شروع شد که سایر پیامبران می کردند . دعوت به تقوا و پرهیزگاری که ریشه و خمیر مایه ی همه ی برنامه های اصلاحی و دگرگونی های اخلاقی و اجتماعی است . اینکه در این آیه تعبیر «أخوهم» که در داستان صالح و هود و نوح و لوط آمده بود ، دیده نمی شود شاید به خاطر این است  که شعیب اصلاً اهل مَدین بود و تنها با مردم آن جا خویشاوندی داشت نه با مردم « اَیکه» لذا در سوره ی «هود آیه ی 84» هنگامی که فقط سخن  از مدین می گوید این تعبیر آمده است « و اِلی مدینَ أخاهم شعیباً » ولی چون در آیه ی مورد بحث سخن از اصحاب «اَیکه» است و آن ها با شعیب خویشاوندی نداشتند لذا این تعبیر ذکر نشده است [38]

6-  الیاس و دعوت به تقوی :« اِذ قالَ لِقومِهِ ألا تتقون [39]»به خاطر بیاور هنگامی که به قومش گفت : آیا پرهیزگاری پیشه نمی کنید؟

توضیح : تقوای الهی و پرهیز از شرک و بت پرستی ، از گناه و ظلم و فساد و از آن چه انسانیت را به تباهی می کشاند باز می دارد . [40]

7-   عیسی و دعوت به تقوی[41] :«..... فاتّقوا اللهَ وَ اَطیعونَ[42] » تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت کنید .

8-  لقمان و دعوت به تقوا : پسرم : دنیا دریای ژرف و عمیقی است که خلق بسیاری در آن غرق شده اند تو کشتی خود را در این دریا ایمان به خدا قرار بده ، بادبان آن را توکل بر خدا ، « وَاجعَل زادکَ فیها تقوی اللهِ، فَاِن نَجَوتَ فَبِرَحمهِّ اللهِ و اِن هَلَکتَ فَبِذُنُوبِکَ » یعنی زاد و توشه ات را در آن تقوای الهی قرار بده ، اگر از این دریا رهایی یابی به برکت رحمت خداست و اگر هلاک شوی بخاطر گناهانت است .[43]

تقوا و پرهیزگاری از دیدگاه ائمه اطهار علیهم السلام

شخصی به امام حسین علیه السلام عرض کرد ای پسر رسول خدا (ص) من آلوده ی به گناه هستم و یاراییم نیست که از عصیانم بگریزم مرا موعظه فرما :

امام حسین (ع) فرمود به پنج کار بپرداز وهر چه خواستی عصیان ورز .

1-   از نعمت های خداوند استفاده نکن ، آن گاه به گناه رو کن .

2-   اگر می توانی از حکومت و سرپرستی پروردگار خارج شوی گناه کن .

3-   به جایی پناه ببر که آفریدگارت تو را ننگرد بعد هرچه خواستی گناه کن .

4-   اگر می توانی هنگام مرگ جان به فرشته ی خدا تسلیم ننمایی هر گناهی می خواهی به جای آور .

5-   اگر می توانی وقتی که تو را به به شعله های دوزخ می سپارند ، وارد نشوی  هر اندازه می خواهی عصیان کن .[44]

امام زین العابدین علیه السلام :

لا حَسَبَ لِقُرِ شِیٍّ و لا عَرَبِیٍ اَلاّ بالتواضُع ِ ولاکَرَمَ اِلّا بالتّقوی

ترجمه : هیچ افتخاری برای فرد قرشی ( سید) و یا عرب نیست مگر به فروتنی و هیچ کرامتی نیست مگر به تقوا [45]

امام باقر علیه السلام :

(( اِنُّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ یَقی بَالتَّقوی عَنِ العَبدِ ماعَزُبَ عَنهُ عَقلُهُ و یَجلِی بالتَّقوی عَنهُ عَماهُ و جَهلَهُ و بالتَقوی نَجا نُوحٌ و مَن مَعَهُ فِی الَّسفینهِ وصالِحٌ و مَن مَعَهُ مِنَ الصاعِقهِ وَ بالتَّقوی فازَ الصّابِرونَ ونَجَت تِلکَ العُصَبُ مِنَ المَهالِکِ )).

ترجمه  امام باقر ( ع) فرمودند خداوند به واسطه ی تقوا آن چه را که عقل بنده به آن نمی رسد ، از وی دور می گرداند و به وسیله ی تقوا کوری و نادانی او را برطرف     می سازد . به کمک تقوا بود که نوح و کسانی که با او در کشتی بودند نجات یافتند و صالح و پیروانش از صاعقه رستند و با تقواست که صابران کامیاب شدند و آن گروه ها از مهلکه ها رهایی یافتند .[46]

امام صادق (ع) در پاسخ به پرسش از آیه ی « اِتَّقوا اللهَ حَقَّ تُقاتِهِ » فرمودند (حَقِّ تقوای خداوند این است ) : یُطاعُ فَلا یُعصی وَ یُذکَرُ فَلا یُنسی ویُشکَرُ فَلا یُکفَرُ »

ترجمه : که اطاعت شود و نافرمانی نشود و پیوسته یاد شود و هرگز فراموش نگردد و سپاسگزاری شود و ناسپاسی نشود . [47]

امام جواد (ع) : مَنِ استَغنی بِاللهِ اِفتَقَرَ النّاسُ الیه و مَنِّ التّقی اللهَ اَحَبَّهُ النُاسُ

... کسی که با اتکا به خدا روی نیاز از مردم برگرداند مردم به او نیازمند می شوند و کسی که پرهیزگاری پیشه سازد محبوب مردمان می گردد . [48]

امام حسن عسکری ( ع) : «مَن لَم یَتَّقِ وُجُوهَ النّاسِ لَم یَتَّقِ اللهَ »

ترجمه : هرکه از چهره های مردم پروا نکند از خداوند پروا نمی کند . [49]

 

 

 



[1] - تحریم / 6

 

[3] - ( حجرات /13)

[4] - : اشاره به آیه ی و مَن یعَظَّم شَعائرَ الله فَاِنَّها من تقوی القلوب ( حج /32)

[5] - اشاره به آیه ی شریفه ی که صبغه الله و مَن احسن من الله صبغه ( بقره /138)

[6] - مائده /119

[7] مفردات راغب ریشه ی وَقی

[8] . قامون قرآن ج 7

[9] . غرر الحکم و دررا لکلم حدیث 5489

[10] . مفردات راغب صفحه 881

[11] قاموس القرآن ج 7

[12]. تفسیر نمونه ج17 ص 188

[13] . تفسیر نمونه ج22 ص203 و204و205

[14] بحارالانوار ج 70 ص136 به نقل از تفسیر نمونه

[15] تفسیر نمونه  ج 14 ص 96-97-98

[16] - طلاق / 2و3

[17] تفسیر نمونه ج24ص236 به نقل از تفسیر مجمع البیان ج10ص 306

[18] . تفسیر نمونه ج24 ص237 به نقل از تفسیر نورالثقلین ج5ص356ح44

[19] .طلاق/4

[20] طلاق/5

[21] .تفسیر نمونه ج 24 ص 246

[22] . تفسیر نمونه ج5ص78

[23] . تفسیر کشاف ص674

[24] . تفسیر جوامع الجامع ج 1 ص 352

[25] . یوسف/90

.[26] تفسیر نمونه جلد 2 ص 344

[27] . تفسیر نمونه ج 22ص 200 به نقل از تفسیر روح البیان ج 9 ص 90

 

[28] . تفسیر نمونه ج 22ص201

[29] . تفسیر نمونه ج22ص201

[30] . تفسیر نمونه ج 15 ص 343

[31] . شعراء / 106

[32] شعراء /124

[33] . شعراء /142

[34] . 144 شعراء

[35] - شعرا 161

36- تفسیر نمونه ج 15/ص316

37 .شعرا 177

 

 

[38] . تفسیر نمونه ج15 ص331

[39] - صافات /124

[40] . تفسیر نمونه ج 19 ص 139 و ص140

[41] . تفسیر نمونه ج 21 ص 105 زخرف /63

[42] - آل عمران /50

[43] . تفسیر نمونه ج17 ص 46 به نقل از تفسیر مجمع البیان ج 8

[44] . پیشوای سوم ص 28 – موسسه در راه حق به نقل از بحار ج 78 ص 126

[45] . منتخب میزان الحکمه ج 2 ص 1078

[46] . گزیده میزان الحکم ص 1078-1079ح6669ج2

[47] . گزیده میزان الحکم ص 1082-1083 ح 6680ج2

[48] . پیشوا ی سوم ص 49 – موسسه در راه حق به نقل از نور الابصار ص 180

[49] . گزیده میزان الحکمه ص 1082-1083 ح 6679ج ۲

ادامه دارد ......

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم بهمن ۱۳۸۸ساعت 16:52  توسط گروه عربی  |