فهرست مطالب

چكيده ----------------------------------------------------------  1

مقدمه  ----------------------------------------------------------  2

اسراف در لغت-----------------------------------------------------  5 

اسراف در قرآن-----------------------------------------------------6

يكي ازمصاديق اسراف جدال به باطل است ------------------------------- 10

اسراف در نهج الفصاحه -----------------------------------------------11

اسراف در نهج البلاغه ------------------------------------------------12 اعتدال در بخشش وحسابرسي -------------------------------------13

اسراف از ديدگاه امام علي (ع) در كتاب غررالحكم و دررالكلم -------------------16

اسراف از ديدگاه پيامبر عظيم الشان اسلام و پيشوايان معصوم عليهم السلام‌ : -----------21

بلاي اسراف و تبذير-------------------------------------------------  25

فرق ميان اسراف و تبذير----------------------------------------------27

آيا ميانه روي در انفاق با ايثار تضاد دارد ؟! ---------------------------------28

رابطه اسراف و فساد در ارض-------------------------------------------29

اعتدال و معني اسراف و اقتار -------------------------------------------32

بالاترين اسراف-----------------------------------------------------34

مصاديق بارز اسراف    ------------------------------------------------36

يك دستور مهم بهداشت و اقتصادي ------------------------------------- 38

فهرست منابع و ماخذ  ------------------------------------------------40

فهرست آيات مربوط به اسراف در قرآن----------------------------------- 42

 

چكيده

اسراف به معني وسيع كلمه هر گونه تجاوز از حد در كاري است كه انسان انجام مي دهد ولي غالبا اين كلمه در مورد هزينه ها و خرجها گفته مي شود و از قرآن به خوبي استفاده مي شود كه اسراف نقطه مقابل تنگ گرفتن و سخت گيري است.

آن روزي كه ارقام و آمار همچون امروز دست انسانها نبود و دانشمندان به اين مساله پي نبرده بودند كه جمعيت بشر سريعتر از مواد غذايي زياد مي شود و در نتيجه براي آينده نگراني روز افزون و سختي زندگي و فقر و فاقه دائمي پيش بيني نشده بود، اسلام هشدار داده كه در بهره گيري از مواهب الهي در زمين، از اسراف و تبذير خودداري كنند.

امام علي (ع) مي فرمايند‌: الاِسرافُ يفني الجزيلَ : اسراف نعمت فراوان را نابود مي كند.

قرآن مجيد در آيات زيادي شديدا مسرفان را محكوم كرده است. در جايي مي گويد :

«وَ لا تُسرفوا اِنَّهُ لايحبُّ المُسرفين» اسراف نكنيد كه خداوند اسراف كاران را دوست ندارد

واژگان كليدي

سَرَفاََ    اِسراف   سَرِفَ  مُسرفِين  سَرَف

 بَذَّرَ   تَبْذير   اِتراف   مُتْرَفين

مقدمه

يكي از دستورات مهم شارع مقدس اسلام كه هر انسان فرهيخته و بافرهنگي با همه ي وجود از آن استقبال مي كند، به كارگيري همه ي مواهب خداوندي در راه درست به گونه اي ارزشمندي است اين همه نعمت هاي الهي چه در طبيعت پيرامون ما و چه در وجود ما و همه دست به دست همه داده تا زمينه ي رشد و تعالي انسان را فراهم آورند.

اما مع الاسف در جامعه ي ما بسياري از افراد از اين الطاف الهي درست و در جهت صحيح بهره نمي برند اينجا است كه مساله اي اسراف و حرمت آن از طرف خداوند مطرح مي شود. مراجع و عالمان ديني ما مي فرمايند، يكي از گناهان بزرگ در اسلام اسراف و تبذير است و آن اقسامي دارد كه يك قسم از آن حرام نيست.

الف. فرورفتن در خواسته هاي نفس از راه حرام كه قرآن به آن «اتراف» مي گويد؛ كه اگر در فردي پيدا شوددنيا و آخرت او را تباه مي كند و قرآن او را فرد شومي از اهل جهنم مي داند : «وَ اَصْحابُ الشَّمالِ ما اَصْحابُ الشمال في سَمُوم وحميمٍ و ظِلَّ مِنْ يَحْمُومٍ لا بارِدٍ وَ لاكريمٍ اِنَّهُم كانوا قَبْلَ ذلكَ مُتْرَفين[1]

ترجمه‌: «و تيره بختان چه تيره بختاني! در ]عذاب[ باد سوزان و آب جوشانند، و سايه اي از دود سياه، نه خنك است و نه خوش، همانا آنان پيش از اين خوش گذران ]و غافل از آخرت[ بودند.»

واگردراُمَّتي پيداشودآن ملت رانابودميدانددرآيه ي16 ازسوره مباركه ي إسراء مي فرمايد: و چون بخواهيم شهري را هلاك كنيم خوش گذران هاي آن را وا مي داريم ]و آزاد ميگذرايم[ تا در آن فسق و فساد كنند پس عذاب الهي بر آن محقق مي گردد و آن را يكسره در هم مي كوبيم.»

ب. به هدر دادن نِعَم اِلهي همانند نابود كردن مال و عُمر و آبرو مانند اينها كه قرآن به آن «تبذير» مي گويد و مُبذَّر را برادر شيطان مي خواند : «اِنَّ المُبذَّرين كانُوا اِخْوانَ الشَّياطِيْنِ»[2] همانا اسراف كنندگان برادر شيطان ها هستند.

ج. فرورفتن در مشتَهياتِ نفس از راه حلال كه به آن اسراف گفته مي شود و آن گر چه حرام نيست؛ ولي محال است كه اسراف كننده  به كمال انساني برسد و قرآن او را مورد بي مهري و بي عنايتي از طرف حق مي داند:

«اِنَّهُ لا يُحِبُّ المُسرفين»[3]

به درستي كه خداوند اسراف كنندگان را دوست نمي دارد.

بلكه او را يك مومن واقعي نمي داند : «وَالُذينَ اِذااَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا[4]« و كساني كه به هنگام بخشش زياده روي نمي كنند»[5]

ما دراين مقاله و نوشتار برآنيم در اين سال كه به فرمايش رهبر عظيم الشان انقلاب اسلامي سال اصلاح الگوي مصرف ناميده شده با توشه گرفتن از آيات و فرامين پيامبر بزرگوار اسلام و ائمه معصومين عليهم السلام خود و جامعه اسلامي مان را به اين مساله مهم و سرنوشت ساز و حياتي تذكر و در گروه عاملين به اين فرامين در آوريم

                                                                                     محمد حسين جعفري- معصومه جهانيان

 

 

 

 

 

اسراف در لغت [6]:

سَرِ فَ سَرَفاً : درخرج مال فزوني كرده ، چيزي را ترك كرد.

سَرِ فَ القومُ : تجاوز كردند گروه

َاسْرَفَ المالَ: بي اندازه خرج كرد

اَسْرَفَ في كذا :تجاوز ازحد نمود وزياده روي كرد .

اَ سرَفَ المالَ : برباد داد تلف كرد

اسراف : ولخرجي، بي اعتدالي،درغير طاعت خرج كردن ، خوردن چيزي كه حلال نيست، خطا كردن

سَرَفَ : شرف ورتبه ، خطا، تجاوز ازحّد

مُسْرِف : ولخرج،بي جا خرج كننده .

دركتاب وزين قاموس قرآن امده است : سَرَف :تجاوز از حّد. درصحاح گويد :((اَلسَّرفُ ضِدُّ القصد )) راغب گويد: آن تجاوز از حد است درهر كار هرچند درانفاق شهرت دارد .

دراَقرب گفته:آن ضد ميانه روي وتجاوز از حدّ واعتدال  است . بايد دانست اسراف وسَرَف هردو به يك معنا است ولي به عقيده ي طبرسي ذيل آية 6سورة نساء اگر تجاوز در جانب افراط باشد ((اسراف )) گفته مي شود واگردر جانب تقصير باشد ((سَرَف)).

استعمال آن واژه درقرآن همه جا از باب اِفعال است (( قُلْ لِعبادي الّذينَ اَسْرفوا علي أنفسهم لا تقنطوا مِن رحمهِ اللّْه ....))[7]

   در تفسير الميزان فرموده : گوئي معناي جنايت يا نظير آن  به ((اَسر فوا )) تضمين شده است و لذا((با عَلي )) متعدي گرديده است،اسراف بر نفس آنست كه بر آن باارتكاب گناه تعدي شود، اَعّم از آنكه باشرك يابا گناهان صغيره وكبيره باشد[8]

اسراف در قـــرآن

.... وَلاتُسرفوا اِنَّه لا يحبُ المسرفين . ولي اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان رادوست نمي دارد .

¯نكته  واژة اسراف كلمة بسيار جامعي است كه هرگونه زياده روي دركميّت وكيفيّت وبيهوده گرائي  واتلاف ومانند آن را شامل مي شود و اين روش قرآن است كه به هنگام تشويق به استفاده كردن از مواهب آفرينش ، فوراً جلوي سوء استفاده را گرفته و به اعتدال توصيه مي كند .

لازم به ذكر است كه انسان نبايد به بهانه صرفه جويي و ميانه روي در مصرف خود و خانواده خويش را به سختي و مشقت انداخته و آنان را از روزي هاي پاك و پاكيره محروم سازد. در اين رابطه در آيه 32 سوره اعراف خداوند در پاسخ به كساني كه گمان مي برند تحريم زينتها و پرهيز از غذاها و روزيهاي پاك و حلال نشانه زهد و پارسائي و مايه قرب به پروردكار است مي فرمايد: قُل مَنْ حَرَّمَ زَينَه اللهِ اّلتي اَخْرَجَ لِعِبادهِ وَ الطيباتِ مِن الرّزق : بگو چه كسي زينتهاي الهي را كه براي بندگانش آفريده و هم چنين مواهب و روزي هاي پاكيزه را تحريم كرده است، پس براي تاكيد اضافه مي كند : قُل هِي للذين آمَنوا في الحياهِ الدنيا خالصهً يومَ القيامه ......... به آنها بگو اين نعمتها و موهبت ها براي افراد با ايمان در اين زندگي دنيا آفريده شده، اگر چه ديگران نيز بدون شايستگي از آن استفاده مي كنند ولي در روز قيامت و زندگي عالي تر كه صفوف كاملا از هم مشخص مي شوند اينها همه در اختيار افراد با ايمان و در ستكار قرار مي كيرد و ديگران به كلي از آن محروم مي شوند.

نكته ¯ اسلام در مورد استفاده از انواع زينت ها مانند تمام موارد حد اعتدال را انتخاب كرده است، نه مانند بعضي كه مي پنداند استفاده از زينت ها وتجملات هر چيز بصورت معندل بوده باشد، مخالف رهد و پارسايي است، و نه مانند تجمل پرستاني كه غرق در زينت و تجمل مي شوند، و تن به هر گونه عمل نادرستي براي رسيدن به اين هدف نا مقدس مي دهند.

قابل ذكر است كه آيه 31 اعراف مشتمل يك دستور مهم بهداشتي است، گر چه واژه لاتسرفوا بسيار ساده به نظر مي رسد اما امروزه ثابت شده است كه يكي از مهم ترين دستورات بهداشتي همين است. زيرا تحقيقات دانشمندان به اين نتيجه رسيده كه سرچشمه بسياري از بيماريها، غذاهاي اضافي است. زيرا كه بصورت جذب نشده در بدن انسان باقي مي ماند. اين مواد اضافي هم بار سنگيني است براي قلب و ساير دستگاه هاي بدن و هم منبع آماده اي است براي انواع عفونت ها و بيماريها، لذا براي درمان بسياري از بيماريها، نخستين گام همين است كه اين مواد مزاحم كه در حقيقت زباله هاي تن انسان هستند، سوخته شوند و پاك سازي جسم عملي گردد. عامل اصلي تشكيل اين مواد مزاحم، اسراف و زياده روي درتغذيه «پر خوري» است، و راهي براي جلوگيري از آن جز رعايت اعتدال در غذا نيست، مخصوصا در عصر و زمان ما كه بيماريهاي گوناگوني مانند بيماري قند، چربي خون، تصلب شرائين، نارسائيهاي كبد و انواع سكته ها، فراوان شده. افراط در تغذيه با توجه به عدم تحرك جسماني كافي يكي از عوامل اصلي محسوب مي شود و براي از بين بردن اين گونه بيماريها راهي جز حركت كافي و ميانه روي در تغذيه نيست.

مفسر بزرگ شيعه مرحوم طبرسي در مجمع البيان مطلب جالبي نقل مي كند كه‌ : هارون الرشيد طبيبي مسيحي داشت كه مهارت او در طب معروف بود. روزي اين طبيب به يكي از دانشمندان اسلامي گفت : من در كتاب آسماني شما چيزي از طب نمي يابم در حاليكه دانش مفيد بر دو گونه است : علم اديان و علم ابدان. او در پاسخش چنين گفت : خداوند همه دستورات طبي را در نصف آيه از كتاب خويش آورده است : كلوا وَ اْشربوا وَ لاتُسرفوا[9]. بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد. و پيامبران ما نيز طب را در اين دستور خويش خلاصه كرده است :

اَلمَعدِهُ بيت الادوا وَ الحميتهُ رأس كلّ دواء وَ اَعط كلّ بدنٍ ما عَوَّدْتَهُ :

«معده خانه ي همه بيماريها است و امساك سرآمد همه داروها است و آنچه بدنت را عادت داده اي (از عادات صحيح و مناسب) آن را از او دريغ مدار»

طبيب مسيحي هنگاميكه اين سخن را شنيد گفت : ما تَرَكَ كتابُكم وَ لا نبيُّكُم لِجالينوسَ طبّاً : قرآن شما و پيامبر تان براي جالينوس (طبيب معروف) طبي باقي نگذارده است.[10] كساني كه اين دستور را ساده فكر مي كنند خوب است در زندگي خود آن را بيآزمايند تا به اهميت و عمق آن آشنا شويد و معجزه رعايت اين دستور را در سلامت جسم و تن خود ببيند.

در تفسير نور : ذيل آيه 31 اعراف : يا بَني آدَمَ خُذُوا زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلَّ مَسْجِدٍ و كُلُوا وَ اَشْرَبُوا وَ لاتُسْرِفُوا اِنَّهُ لا يُحِبُّ المفسرفين

اشاره جالبي دارد به اين مطلب كه شايد بتوان گفت آنچه در قرآن با خطاب «يا بني آدم» بيان مي شود مربوط به تمام انسانها و همه اديان و از مشتركات آنان است.

اسراف در غذا و پر خوري، منشا بسياري از بيماري هاي جسمي و روحي و مايه سنگ دلي و محروم شدن از چشيدن مزه ي عبادت است. چناچه پيامبر (ص) فرمودند : «المَعِدَهُ بَيْتُ  كُلَّ داءٍ » معده كانون هر بيماري است، پزشكي مسيحي پس از شنيدن اين آيه و حديث گفت : تمام علم طب، در اين آيه و سخن پيامبر شما نهفته است. (تفسير مجمع البيان) امام صادق (ع) فرمودند‌ : آنچه باعث از بين رفتن مال و زيان رساندن به بدن باشد اسراف است «اِنَّما الاسرافُ فيْما اَتْلَفَ المالَ و اَضرَّ بِالبدنَ» كافي ج 2‌، ص 499

و در روايت ديگر مي خوانيم : آنچه در راه خدا مصرف شود، هر چند بسيار زياد باشد اسراف نيست، و آنچه در راه معصيت خدا استفاده شود هر چند اندك باشد اسراف است. (تفسير منهج الصادقين)

صرفه جويي با در نظر گرفتن آيه فوق محبوب خداوند است و بهره گيري از زينت و غذا بايد دور از اسراف باشد. «و لا تُسْرِفُوا اِنَّهُ لا يُحِبُّ المُسْرِفين»

يكي از مصاديق اسراف جدال به باطل است

جدال به باطل و موضع گيري بي دليل و بي منطق در برابر آيات الهي هم گمراهي مجادله كنندگان و هم اسباب ضلالت ديگران است، نور حق را در محيط خاموش مي كند و پايه هاي حاكميت باطل محكم مي سازد خداوند متعال به نكته در آيه 34 غافر (المومن) اشاره فرموده و آنان را به خاطر اين روش نادرستشان مشمول هدايت الهي نمي داند و اين گونه مي فرمايد : كذلك يُضِلُّ اللهُ مَن هوَ مُسرفٌ مرتابٌ. اينگونه خداوندهراسراف كارترديدكننده ي وسوسه گررا گمراه مي كند.

رابطه اطاعت و تقوا با اسراف : در آيات 150 و 151 نخست، خداوند تبارك و تعالي در داستان قوم ثمود به تقواي الهي و اطاعت از فرامين خويش فرمان مي دهد : «فاتقّوا اللهَ وَ أطيعون» از خدا بترسيد و مرا اطاعت كنيد. سپس مي فرمايد : «وَ لا تُطيعوا أمْرَ المُسرفينَ» و فرمان مسرفان را اطاعت نكنيد.

اسراف در نهج الفصاحه

1)     اِنَّ مِنَ السَّرفِ أنْ تَأكُلَ كُلَّ ما اِشتهيتَ. همانا يكي از اقسام اسراف اين است كه هر چه به آن ميل پيدا كرديد بخوريد. [11]

2)     كُلوا وَ اْشْرَبوا وَ تَصَدّقوا وَ ألبِسوا في غيرِ اِسرافٍ وَ لا مَخيلهٍ : بخوريد و بنوشيد و صدقه دهيد و بپوشيد بدون آنكه اسراف و يا تكبر نمائيد. [12]

توضيح : بعضي به خاطر ثروت زياد، مغرور مي شوند و مي خواهند غرور خود را به ديگران نشان دهند.

3)     مَنْ قَدَّرَ رَزَقَهُ الله وَ مَنْ بَذَّرَ حَرَمَهُ اللهُ.

كسي كه به اندازه مصرف كند خداوند به او (هميشه) روزي ميرساند و كسيكه اسراف كند خداوند او را از روزي محروم مي كند.[13]

4)     مَنْ اِقْتَصَدَ أغناة اللهُ، وَ مَنْ بَذَّرَ أفْقَرهُ الله وَ مَنْ تواضَعَ رَفَعَهُ الله وَ مَنْ تَجَّبَر قَصَمَهُ الله. كسي كه (در موارد زندگي) ميانه روي كندخداونداورااز(ديگران) بي نياز مي كند و كسي كه اسراف ورزد خداونداورافقيرميكند وكسي كه (در برابر ديگران) فروتني نمايند خداوند (مقامش را) بالاميبردوكسي كه فخر فروشي كند خداوند غرور او را در هم مي شكند.[14]

اسراف در نهج البلاغه

حكمت 355 : بَني رَجُلٌ مِن عُمّالِهِ بِنا ءً فَخِماً فَقالَ عليه السلام : اَطْلَعَتِ الوَرِقُ رُوُسَها ! اِنَّ الْبِناءَ يَصِفُ لَكَ الغِني .   وقتي يكي از كارگزاران امام خانة با شكوهي ساخت به او فرمودند : سكّه هاي طلا ونقره سر برآورده خود راآشكار ساختند ، همانا ساختمان مجلَّل بي نيازي وثروتمندي تورا

اعتدال در بخشش وحسابرسي

حكمت 33 : وقالَ عليه السلام : كُنْ سَمَحاً  وَ لا تَكُنْ مُبَذَّراً وَ كُنْ مُقَذّراً وَلاتَكُنْ مُقَتَّراً

بخشنده باش امّا زياده روي نكن درزندگي حساب گرباش امّا سخت گير مباش.

ومن كتابٍ لَهُ عليه السلام : روايت شده كه شريح بن حارث قاضي امام خانه اي به 80 دينار خريد اورا احضار كرده وچون از صحت آن آگاه شد ، به خشم آمد و نگاه خشم آلودي به او كرد وفرمود : اي شريح به زودي كسي به سراغت خواهد آمد كه به نوشته ات نگاه نمي كند واز گواهانت نمي پرسد تا تورا ازآن خانه بيرون كرده وتنها به قبر بسپارد . اي شريح ! انديشه كن كه آن خانه را بامال ديگران يا با پول حرام نخريده باشي كه آن گاه خانه ي آخرت راازدست داده اي، اما اگر هنگام خريد خانه نزد من آمده بودي براي تو سندي مي نوشتم كه ديگربراي خريدآن به درهمي يابيشتر ،رغبت نمي كردي. آن سند را چنين مي نوشتم: اين خانه اي است كه بنده اي خوار آن را ازمرده اي آماده ي كوچ خريده ، خانه اي از سراي غرور كه درمحله ي نابود شوندگان وكوچه ي هلاك شدگان قراردارد اين خانه به چهارجهت منتهي مي شود :يك سوي آن به آفت ها وبلاها،سوي دوم آن به مصيبت ها وسوي سوم به هَوا وهوس هاي سست كننده ،وسوي چهارم آن به شيطان گمراه كننده ختم مي شود ودَرِخانه به روي شيطان گشوده است اين خانه را فريب خورده هاي آزمند ، از كسي كه خود به زودي ازجهان رخت بر مي بندد ، به مبلغي كه اورا از عزّت وقناعت خارج وبه خواري ودنياپرستي كشانده ، خريداري كرده است، هرگونه نقصي در اين معامله باشد، برعهده پروردگار پروردگاري است كه اجساد پادشاهان را پوسانده و جان جبّاران را گرفته وسلطنت فرعون ها چون كِسري وقيصر وتُبّع وحميررا نابود كرده است.

حكمت 57 : قال علي (ع) : القناعـه مالٌ لا يَنْفَدُ : قناعت ثروتي است پايان ناپذير .

نامه ي 2100  :

فَدَعِ الاسرافَ مُقْتَصِداً، وَ اُذْكُرْ فيِ اليَوْمِ غَداً و اَُمْسِكْ  مِنَ المالِ بِقَدْرِ ضرورَتكَ و قَدَّمِ الفَضْلَ لِيَوْمِ حاجَتِكَ ، اَتَرْجُو اَنْ يُعْطَيَكَ (يُوء تيَك) اللّهُ اَجْرَ المتواضعينَ واَنْتَ عِنْدَهُ من المتكبّرين و تَطمَعُ – وَ اَنْتَ مُتَمَرَّغ في النَّعيم تَمْنَعُه الضعيفَ و اْلاَرْمَلَه- اَنْ يَوجِبَ لَكَ ثَوابَ المتَّصدَّقين؟ وَ اِنَّمَا المَرْءُ مَجْزِيّ بِما اَسْلَفَ و قادِمٌ عَلي ما قَدَّمَ  وَالسلام

 

 

ترجمه:

«اي زيادازاسراف بپرهيز، وميانه روي را برگزين، از امروز به فكر فردا باش و از اموال دنيا به اندازه ي كفاف خويش نگهدار و زيادي را براي روز نياز منديت در آخرت پيش فرست.

آيا اميد داري خداوند پاداش  فروتنان را به تو بدهد در حالي كه از متكبران باشي و آيا طمع داري ثواب انفاق كنندگان را دريابي در حالي كه در ناز و نعمت قرار داري: و تهيه ستان و بيوه زنان را از نعمت ها محروم مي كني؟ همانا انسان به آنچه پيش فرستاده و نزد خدا ذخيره ساخته، پاداش داده خواهد شد.» «با درود »

خطبه 126

....... اَلا وَ اِنَّ اِعْطاءَ المالِ في غَيرِحَقّهِ تَبْذيرٌ و اسرافٌ وهُوَيَرْفَعُ صاحِبَهُ في الدُّنْيا و يَضَعَهُ في الآخره

....... آگاه باشيد! بخشيدن مال به آنها كه استحقاق ندارند، زياده روي و اسراف است ممكن است در دنيا مقام بخشنده آن را بالاتر برد اما در آخرت پشت  خواهد كرد.

خطبه 232

اِنَّ هذا المالُ ليسَ لي وَ لا لَكَ، وَ انَّما هُوَ فيءٌ لِلمسلميَن وَ حَلْبُ أشياهِم، فَاِن نَترِكْتُمْ في حَربِهِم، كانَ لكَ مَثلُ حَظِّهِمْ، وَ اِلّا فَجَنَاةُ ايديهِمْ لا تكونُ بِغَير افواههِم.

احتياط در مصرف بيت المال : اين اموال كه مي بيني، نه مال من و نه از آن توست، غنيمتي گرد آمده از مسلمانان است، كه با شمشيرهاي خود به دست آوردند. اگر تو در جهاد همراهشان بودي، سهمي چونان سهم آنان داشتي و گرنه دست رنج آنان خوراك ديگران نخواهد بود.

اسراف از ديدگاه امام علي (ع) در كتاب غررالحكم و دررالكلم

اسراف موجب از بين رفتن مالهاي فراوان مي شود. الامام علي‌ (ع) : [15]الاسرافُ يُفْني الجَزيلَ.

ترجمه و شرح : اسراف و بي اندازه خرج كردن مال زياد را از بين مي برد، پس شخص مسرف به اين مغرور نشود كه مال بسيار با اسراف كردن در مدت كوتاهي اندك و نا چيز گردد و بالعكس ميانه روي عدم اسراف موجب مي شود مال اندك، بسيار گردد. امام علي مي فرمايند : الاقتصادُ يُنْمي القَليلَ [16] : ميانه روي (كه نه اصراف باشد و نه تنگ گيري) موجب افزايش مال اندك مي شود.

امام علي در حديث ديگري فرموده اند : اَقْبَحَ الّبَذلِ السَّرفَ[17]. زشت ترين عطا و بحشش اسراف است يهني خرح كردن زياده از اندازه.

درجلد چهارم نفيس غررالحكم و دررالكلم احاديث فراواني از امام علي(ع) در نكوهش اسراف كردن و تشويق به اقيصاد و ميانه روي در مصرف نقل شده است كه تقديم مي گردد:

حديث 5186 : ذَرَ الاسرافُ مُقتصِدا وَ اُذكُر في اليُوم غداََ .

ترجمه و شرح : با ميانه روي كردن اسراف را رها كن و امروز به ياد فردايت باش. يعني ترك اسراف كن به اينكه ميانه روي كني نه اينكه بخل و تنگ گيري نمايي، و اينكه حضرت فرمود : امروز به فكر فردايت باش يا به خاطر تاكيد نهي از اسراف است و يا اينكه منظور حضرت اين است كه در امروز ياد فردا بايد كرد كه ممكن است در اضطرار و نياز دچار گردي و اين ياد موجب جلوگيري از اسراف امروز ما مي شود و شايد مراد اين باشد كه :در امروز دينايت به فكر فردا و آخرتت باشي و در اين راستا تلاش كن زيرا : الدُنيا مَزْرُعة الآخرةِ.

حديث5529[18]: سَبَبُ الفقرِ الاسرافُ :سبب تهيدستي اسراف است .زيرا كه بااسراف هرچند توانگري زياد باشد به زودي زايل شود وبه درويشي كشيده  وممكن است خاصيت اسراف اين باشدكه سبب ازبين رفتن توانائيهاي اقتصادي شود ويااينكه حق تعالي به سبب اسراف آن توانگري را ازبين ببرد .

حديث 5188[19]: ذَرِ السَّرَفَ فَاِنَّ المُسْرِفَ لايُحْمَدُ جودُهُ وَ لايُرْحَمُ فَقْرُهُ :اسراف راترك كن زيرا اسراف كننده در بخشيدنش ستوده نشود ودرتنگي وتهيدستي اش مورد رحم قرارنگيرد.يعني بخششي كه اسراف كننده كند پسنديده نيست درنزد خداوند وخلق ، هرگاه به سبب اسراف ، فقير ودرويش گردد خداوند وخلق ،فقرودرويشي اورارحم نكند.

حديث5785[20]:شَيْنُ السَّخاء السَّرَفُ : زشتي سخاوت كردن ، اسراف است يعني سخاوت درصورتي زشت است كه بااسراف همراه باشد. بااينكه دراحاديث وروايات فرد سخاوتمند وبخشنده مورد ستايش قرار گرفته ولي تاآنجاآن ستايش ادامه دارد كه همراه با اسراف نباشد.

حديث 6596[21]: فَدَعِ الاسرافَ مُقْتَصِداً وَاُذْكُرْ في اليومِ غَداً وُ اَمْسِكْ مِن المالِ بِقَدْرِ ضَرورَتِكَ وَ قَدَّمْ الفضْلَ لِيَوْمِ حاجَتِكَ : با ميانه روي كردن اسراف رارهاكن وامروز به يادفردايت باش واندازه ي ضرورت ومورد نياز خودازمال،نگه دار وزيادي آن رابراي روزنيازوحاجت پيش فرست .

حديث 7025[22]: كَفيا  بِالتّبذيرِ سَرَفاً : دراين حديث دوواژة تبذير واسراف به يك معنا ميباشدوظاهراينستكه دراينجا مرادازتبذير،زياده روي كردن درخرج كردن است ومنظورازاسراف صرف كردن وخرج كردن مال درآنچه سزاوار نباشدمثل حرامهاياكارهاي بيهوده است.

حديث 7122[23] :كَثْرةُ السَّرفِ تُدَمَّر : زيادي اسراف موجب هلاكت معنوي در دنيا و آخرت است.

حديث 7511[24]: ليسَ في سَرَفِِ شَرَفُُ :‌در هيچ اسرافي، شرافت و بزرگي نمي باشد و منظور اينست كه اسراف بر خلاف پندار اسراف گران، شرافت نيست و يا اينكه شرفي با آن باقي نمي ماند بلكه به زودي باعث خواري و پستي جايگاه انسان در نزد مردم مي گردد.

حديث 9465 [25] : ما فَوقَ الكَفافِ اِسرافُُ : بالاتر از كفاف، اسرافي نيست . كفاف به فتح «كاف» مقداري از حال و ثروت است كه براي آدمي و ما يحتاج او و خانواده اش كافي و بس باشد و مراد اينست كه كسي آن قدر و اندازه و نگاه دارد و زياده بر آن را مصرف كند به زياده روي در امور مشروعه مثل بخششها و ميماني ها و امثال آن، اسرافي در آن نيست، اسراف در زياد، روي است كه به سبب آن قدر و كفاف خود و عيال خود را نگاه ندارد و خود رامحتاج گرداند.

حديث 10092 [26]‌ : وَ يْحَ المُسْرفِ ما اَبعَدُه عَنْ صَلاحِ نَفْسِه وّ استِدرك امْرِهِ :‌واي بر اسراف كننده، چقدر از اصلاح نفس خويش و بازيافت كردار خويش دور است. زيرا كسي كه اسراف كننده باشد ديگر به مسائل نفس خويش نپرداخته تا خسران و زياده آن را جبران كند.

حديث 10538 : لا غنِي مَعَ اِسرافِِ : با اسراف و زياده روي در مصرف، هيچ توانگري وجود ندارد يعني اينكه شخص مسرف، توانگري خود را بر باد مي دهد. [27]

 

 

اسراف از ديدگاه پيامبر عظيم الشان اسلام و پيشوايان معصوم عليهم السلام‌ :

رسول خدا (ص) در بيان نشانه هاي اسراف كار مي فرمايند‌: امّا علامَة المُسرفِ فَاربَعَةُُ : الفجر بالباطل و ياكُلُ ما ليسَ عِندهُ وَ يَزهَدُ في اصطناعِ المعروفِ و يَنْكِرُ مَن لايَنْتفَعُ بِشي مِنْهُ. ترجمه : پيامبر مي فرمايد :‌اسراف كار چهار نشانه دارد : به كارهاي باطل مي نازد، آنچه را فراخور حالش نيست مي خورد، در كارهاي خير بي رغبت است و هر كس را به او سودي نرساند انكار مي كند.[28]

امام صادق (ع) در مورد مصداق اتم و اكمل اسراف گري مي فرمايند :‌و قد ساله اسحاق بن عمار: يكون للمومن عشره اقمقمه ؟ نعم. قلت : و عشرين ؟قالَ نَعَم .وَليسَ ذلكَ مِنَ السَّرَفِ ، ِانّما السَّرَفُ اَنْ تَجْعَلَ ثَوْبَ صَوْنِكَ ثَوْبَ بِذْلَتِكَ.

ترجمه: اسحاق بن عمار گويد از امام صادق(ع) پرسيدم:آيا مؤمن مي تواند ده پيراهن داشته باشد حضرت فرمودند :آري .عرض كردم بيست پيراهن چه ؟ فرمود: آري .اينها اسراف نيست .اسراف آنستكه لباس بيرونت ومهماني ات را لباس خانه ودم دستي ات قرار دهي .[29] امام علي (ع) درنكوهش اسراف گر مي فرمايد: وَيْحَ المُسرفِ ما اَبْعَدَهُ عَنْ صَلاحِ نفسِه وَ استراكِ أمْرهِ.

ترجمه: بيچاره اسراف كار چه از اصلاح نفس وجبران كردن كارخوددور است .[30]

هم چنين آن حضرت درمذمت اسراف وستايش ميانه روي مي فرمايد : اَلسَّرَفُ مَثْواة وَالقصدُ مَثْراةُ . ترجمه: اسراف موجب هلاكت است و ميانه روي مايه ي زياد شدن ثروت است .[31] همچنين آن حضرت دربيان يكي از مصاديق اسراف مي فرمايند: اعطاءُ الملُ في غير حّقهِ تبذيرٌ وَاِسرافٌ .ترجمه :خرج كردن به ناحق مال حيف وميل واسراف است.[32]

امام سجاد(ع)دردعائي مي فرمايند : وَاَْمْنَعْني مِنَ السَّرَفِ وَحَصَّنْ رزقي مِنَ التَّلَفِ وَ وَفَّرْ مَلَكتي بالبرَكَهِ فيه وَ اَصِبْ بي سبيلَ الهدايهِ للْبَّرِ فيما اُنْفِقُ مِّنْهُ.[33]

ترجمه : امام سجاد (ع) مي فرمايند : ومرااز زياده روي باز دار وروزي ام رااز تلف شدن نگاه دار ودارايي ام را رابابركت دادن به آن افزون گردان وراه مصرف آن دركارهاي خير به من  بنمايان.

امام حسن عسگري (ع) مي فرمايند: اِنَّ للسَّخاء مقداراً  فَاِنْ زادَعليه فَهُوَ سَرَفُ[34].

ترجمه :همانا بخشندگي را اندازه اي است كه اگراز آن فراتر روداسراف است.

رسول خدا (ص) دربيان كمترين حد اسراف مي فرمايند اِنَّ مِنَ السَرَّفِ اَنْ تأكُلَ كُلَّ ما اِشتَهيْتَ.[35] ترجمه: پيامبر فرمودند : اينكه هرچه دلت بخواهد بخوري اسراف است.

امام صادق (ع) دراين رابطه مي فرمايند :  أدْنيالاسرافِ هرِاقهُ فَضْلِ الاِناءِ وَ اِبْتذالُ ثوبِ الصَّوْنِ وَالقاءُ النَّوي.[36] ترجمه : امام صادق (ع): كمترين اندازة اسراف دور ريختن ته مانده ظروف(آب يا غذا ) وتبديل لباس بيرون به لباس خانه ودَم دستي ودورانداختن هسته هاي (خرما وميوه ) است.

آنچه اسراف به حساب نمي آيد .        

رسول خدا (ص) مي فرمايند : لا خيرَ في السَّرَفِ وَلا سَرَفَ في الخير .[37]   

ترجمه: پيامبر خدا (ص) مي فرمايند : دراسراف خيري نهفته نيست ودر كارهاي خير اسراف نيست .

امام صادق (ع) مي فرمايند: ليسَ فيما اَصْلَحَ البَدَنَ اِسرافٌ ..........اِنّما الاسرافُ فيما اَتْلَفَ المالَ وَ اَضَرَّ بالبَدَنِ[38].  ترجمه :درآنچه بدن را سالم نگه ميدارد اسراف نيست ......بلكه اسراف درچيزهائي است كه مال را تلف كند وبه بدن زيان رساند .

امام كاظم (ع)در پاسخ كسي كه ازايشان سئوال مي كند كه آيا داشتن 10 پيراهن اسراف است  مي فرمايند:لا  ،وَ لكن ذلكَ أبغي لثيابِه وَلكنَّ السَّرَفَ اَنْ تَلْبَسَ ثوبَ صَوْنِكَ في المكانِ القَذِرَ.[39] ترجمه : خير بلكه داشتن پيراهن زياد باعث مي شود كه پيراهن هايش بيشتر عمر كند.اسراف آنست كه لباس بيرونت رادرجاي كثيف بپوشي.

از امام حسن (ع)وامام حسين (ع) روايت شده است كه ايشان به عبدالله بن جعفر فرمودند : اِنَّكَ قَدْ اَسْرَفْتَ في بَذْلِ المالِ . قالَ باَبي اَنتما وَاُمّي : اِنَّ الّلهَ عَوَّدَني اَنْ يَفْضُلَ علَّي وَ عَوَّدْتُهُ اَنْ اُفْضِلَ عَلي عبادهِ وَ اَخافُ اَ نْ اَقْطَعَ العادَة فَتُقطَعُ عنّي .[40]

ترجمه:مبَّرد مي گويد:امام حسن وامام حسين عليهماالسلام به عبدالله بن جعفرطيار فرمودند: تودربخشش اموال خودت زياده روي ميكني.عرض كرد پدرومادرم فداي شماباد،خداوند سبحان مراعادت داده است كه بر من نيكي كندومن اورا عادت داده ام كه بربندگانش نيكي كنم .بيم دارم (اگر) عادت خود را ترك نمايم او نيز عادت خودراازمن دريغ دارد .

بلاي اسراف وتبذير :

بدون شك ،نعمتها ومواهب موجوددر كرة زمين، براي ساكنانش كافي است ، اما به يك شرط وآن اينكه بيهوده به هدرداده نشوند ، بلكه بصورت صحيح ومعقول ودورازهرگونه افراط وتفريط موردبهره برداري فرارگيرد،وگرنه اين مواهب آنقدر زياد ونامحدود نيست كه بابهره گيري نادرست، آسيب نپذيرد .

و، اي بسا اسراف وتبذير درمنطقه اي اززمين باعث محروميت منطقة ديگري شود،ويااسراف وتبذير انسانهاي امروز باعث محروميت نسلهاي آينده گردد.

آن روز كه ارقام وآمار،همچون امروزدست انسانها نبود، اسلام هشدار داد كه دربهره گيري از مواهب خدادرزمين، اسراف وتبذير روا مداريد .

قرآن درآيات فراواني شديداً مسرفان را محكوم كرده است:

درجائي مي گويد:((اسراف نكنيد كه خدامسرفان رادوست ندارد))ولاتُسرِفُوا اِنَهُ لايُحِبُ المُسرِفين (انعام -141-اعراف 31).درمورد ديگر((مسرفان رااصحاب دوزخ مي شمرد)) وان المسرفين هم اصحاب ا لنار  (غافر- 43).

و((ازاطاعت فرمان مسرفان ، نهي مي كند)) ولا تطيعوا امرالمسرفين (شعراء-151).

ومجازات الهي رادر انتظار مسرفان مي شمرد مُسَوَمَة عِند رَبِكَ للمُسرفين  (ذاريات-34).

واسراف را يك برنامة فرعوني قلمدادمي كند  واِن فِرعُونَ لَعالَ في الارضِ واِنَّهُ لَمِنَ المُسِرفين   (يونس-83).ومسرفان دروغگو رامحروم ازهدايت الهي مي شمرد اِن اللّه لا يَهدي مِنَ هُوَمُسْرِف كذاب (غافر-28). وسرانجام سرنوشت آنهاراهلاكت ونابودي معرفي ميكند  وَاَهْلَكْنا المُسرِفين  (انبياء-9).

وهمانگونه كه ديديم آيات مورد بحث نيزتبذير كنندگانرابرادران شيطان وقرين آنها مي شمرد . ((اسراف)) به معني وسيع كلمه هرگونه تجاوز از حد دركاري است كه انسان انجام ميدهد،ولي غالباًً اين كلمه درموردهزينه هاوخرجها گفته مي شود. ازخود آيات قرآن بخوبي استفتده مي شود ، اسراف نقطة مقابل تنگ گرفتن وسختگيري است آنجا كه مي فرمايد وَالذّينَ اِذا اَنفَقُوا لَمْ يِسْرفُوا ولَم يقتروا وكان بَيْنَ ذلِكَ قواماًً ((كساني كه به هنگام انفاق ، نه اسراف ميكنندونه سختگيري وبخل مي ورزند بلكه درميان اين دو (( حد اعتدال و ميانه را مي گيرند)). (فرقان-67)

 

 

 

فرق ميان اسراف وتبذير

در اينكه ميان اسراف و تبذير چه تفاوتي است، بحث روشني در اين زمينه از مفسران نديده ايم، ولي با در نظر گرفتن ريشه اين دو لغت چنين به نظر مي رسدكه وقتي اين دو در مقابل هم قرار مي گيرند «اسراف» به معني خارج شدن از حد اعتدال، بي آنكه چيزي را ظاهرا ضايع كرده باشد، مثل اينكه ما لباس گران قيمتي بپوشيم كه بهايش صد برابر مورد نياز ما باشد، و يا غذاي خود را آنچنان گرانقيمت تهيه كنيم كه با قيمت آن بتوان عده زيادي را آبرومندانه تغذيه كرد. در اينجا از حد گذرانديم ولي ظاهرا چيزي نابود نشده است.

اما «تبذير» و ريخت وپاش آنست كه آنچنان مصرف كنيم كه به اتلاف و تضييع بيانجامد مثل اينكه براي دو نفر ميهمان غذاي ده نفر را تهيه ببينيم، آنگونه كه بعضي از جاهلان مي كنند و به آن افتخار مي نمايند، و باقيمانده را در زباله دان بريزيم و اتلاف كنيم.

ولي ناگفته نماند بسيار مي شود كه اين دو كلمه درست در يك معني به كار مي رود و حتي به عنوان تاكيد پشت سر يكديگر قرار مي گيرند

علي (ع) طبق آنچه در نهج البلاغه نقل شده مي فرمايد: الا ان اعطا المال في غير حقه تبذير و اسراف و هو يرفع صاحبه في الدنيا و يضعه في الاخره و يكرمه في الناس و يهينه عند الله : «آگاه باشيد مال را در غير مورد استحقاق صرف كردن، تبذير و اسراف است، ممكن است اين عمل انسان را در دنيا بلند مرتبه كند اما مسلما در آخرت پست و حقير خواهد كرد، در نظر توده مردم ممكن است سبب اكرام گردد، اما در پيشگاه خدا موجب سقوط مقام انسان خواهد شد»

در شرح آيات مورد بحث خوانديم كه در دستورهاي اسلامي آنقدر روي اسراف و تبذير تاكيد شده كه حتي از زياد ريختن آب براي وضو ولو در نهر آب باشد نهي فرموده اند، و نيز از دور افكندن هسته خرما امام نهي فرمايد.

ديناي امروز كه احساس مضيقه در پاره اي از مواد مي كند، سخت به اين موضوع توجه كرده است تا آنجا كه از همه چيز استفاده مي كند، از زباله بهترين چيز را مي سازند، و از نقاله ها، وسائل مورد نياز، و حتي از فاضل آبها پس از تصفيه آب قابل استقاده براي زراعت درست مي كنند، چرا كه احساس كرده اند آب موجود در طبيعت نامحدود نيست كه به آساني بتوان از آنها صرف نظر كرد.


آيا ميانه روي در انفاق با ايثار تضاد دارد ؟!

با در نظر گرفتن آيات فوق كه دستور به «رعايت اعتدال در انفاق» مي دهد اين سوال پيش مي آيد كه در سوره «دهر» و آيات ديگر قرآن و همچنين روايات مدح ايثارگران را مي خوانيم كه حتي در نهايت سختي از خود مي گيرند و به ديگران مي دهند، اين دو چگونه با هم ساز گار است؟!

در شان نزول آيات فوق، و همچنين قرائن ديگر، پاسخ  اين سوال را روشن مي سازد از دو آن اينكه: دستور به رعايت اعتدال در جائي است كه بخشش فراوان موجب نابسامانيهاي فوق العاده اي در زندگي خود انسان گردد، و به اصطلاح «مَلوم و محسور» شود.

و يا ايثار سبب ناراحتي و فشار بر فرزندان او گردد و نظام خانوادگيش را خطرافكند، و در صورتي كه هيچيك از اينها تحقق نيابد مسلما ايثار بهترين راه است.

رابطه اسراف و فساد در ارض

مي دانيم اسراف همان تجاوز از حد قانون آفرينش و قانون تشريع است اين نيز روشن است كه در يك نظام صحيح هر گونه تجاوز از حد موجب فساد و از هم گسيختگي مي شود، و به تعبير ديگر سر چشمه فساد، اسراف است و نتيجه اسراف فساد.

البته بايد توجه داشت كه اسراف معني گسترده اي دارد، گاه در مسائل ساده اي مانند خوردن و آشاميدن است (چنانچه در آيه 31 سوره اعراف آمده).

و گاه در انتقام گيري و قصاص بيش از حد (چنانچه در آيه 33 سوره اسرا آمده است).

و گاه در انفاق و بذل و بخشش بيش از اندازه (چنانچه در آيه 67 سوره فرقان آمده).

و گاه در داوري كردن و قضاوت نمودني كه منجر به كذب و دروغ مي شود، (چنانچه در آيه 28 سوره غافر، «مسرف و كذاب» در رديف هم قرار گرفته».

و گاه در اعتقادات است كه منتهي به شك و ترديد مي شود‌ (همانگونه كه در آيه 34 سوره غافر‌ «مسرف و مرتاب» با هم آمده است).

و گاه به معني برتري جوئي و استكبار و استثمار آمده (چنانجه درباره فرعون در آيه 31 سوره خان مي خوانيم‌: انه كان عاليا من المسرفين : «او برتري جوي و مسرف بود» ).

و بالاخره گاه به معني هر گونه گناه مي آيد (چنانكه در آيه 53 زمر مي خوانيم : قل يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسهم لاتقنطوا من رحمه الله ان الله يغفر الذنوب جميعا :«بگو اي بندگان من كه اسراف كرديد از رحمت خدا مايوس نشويد كه خداوند همه گناهان را مي بخشد»

با توجه به آنچه گفتيم رابطه اسراف به خوبي آشكار مي شود.

به گفته «علامه طباطبائي» در «الميزان» عالم هستي يك پارچه نظم و صلاح است و حتي با تضادي كه احيانا در ميان اجزاي آن ديده مي شود و التيام و هماهنگي فراوان دارد. اين نظام به سوي اهداف صالحي در جريان است، و براي هر يك از اجزاي خود، خط سيري تعيين مي كند، حال اگر از اين اجزا از مدار خود خارج شود و راه فساد را پيش گيرد، ميان آن و ساير اجزاي اين جهان در گيري ايجاد مي شود، اگر توانستند اين جز نامنظم اسرافكار را به مداراصليش باز گردانند چه بهتر، و الا نابودش مي كنند، تا نظام به خط سير خود ادمه دهد!.

انسان كه يكي از اجزاي اين عالم هستي است از اين قانون عمومي مستثني نيست، اگر بر اساس فطرت، بر مدار خود حركت كند و هماهنگ نظام هستي باشد به هدف سعادتبخش كه براي او مقدر شده است مي رسد، اما اگر از حد خود تجاوز كند و قدم در جاده فساد در ارض بگذارد، نخست خداوند او را گوشمالي داده، و با حوادث سخط و دردناك او را هشدار مي دهد، چنانچه در آيه 41 سوره روم مي خوانيم ظهر الفساد في البر و البحر بما كسبت ايدي الناس ليذيقهم بعض الذي عملوالعلهم يرجعون‌: «فساد بر صفحه دريا و صحرا بر اثراعمال مردم آشكار گشت خدا مي خواهد نتيجه سو پاره اي از اعمال مردم را به آنها بچشاند شايد باز گردند».

اما اگر اين هم موثر نيفتاد و فساد در اعماق جان او ريشه دوانيد خداوند با عذاب «استيصال» صفحه زمين را از لوث وجود كساني پاكسازي مي كند[41].

و از اينجا روشن مي شود كه چرا در آيات فوق، خداوند «اسراف» را با فساد در ارض و عدم اصلاح هماهنگ ذكر كرده است.

اعتدال و معني اسراف و اقتار

بدون شك اسراف يكي از مذموم ترين اعمال از ديدگاه قرآن و اسلام است، و در آيات و روايات نكوهش فراواني از آن شده، اسراف يك برنامه فرعوني است (و ان فرعون لعال في الارض و انه لمن المسرفين) (يونس 83) اسراف كنندگان اصحاب دوزخ و جهنمند (ان المسرفين هم اصحاب النار) (غافر 43)

و با توجه به آنچه امروز ثابت شده كه منابع روي زمين با توجه  به جمعيت انسانها آن قدر زياد نيست كه بتوان اسراف كاري كرد، و هر اسراف كاري سبب محروميت انسانهاي بي گناهي خواهد بود، بعلاوه روح اسراف معمولا توام با خودخواهي و خودپسندي و بيگانگي از خلق خدا است.

در عين حال بخل و سختگيري و خسيس بودن نيز به همين اندازه زشت و ناپسند و نكوهيده است، اصولا از نظر بينش توحيدي مالك اصلي خدا است و ما همه امانت دار او هستيم و هر گونه تصرفي بدون اجازه و رضايت او زشت و ناپسنديد است و مي دانيم او نه اجازه اسراف مي دهد و نه اجازه بخل و تنگ چشمي.

پنجمين صفت ممتاز عباد الرحمن كه اعتدال و دوري از هر گونه افراط و تفريط در كارها مخصوصا در مساله انفاق است اشاره كرده مي فرمايد: «آنها

كساني هستند كه به هنگام انفاق نه اسراف ميكنند ونه سخت گيري ،بلكه در ميان اين دو حد اعتدالي را رعايت ميكنند 0(والذين اذا انفقوا لم يسرفوا ولم يقتروا و كان بين ذالك قواماً )0

جالب توجه اينكه اصل انفاق كردن رامسلم ميگيرد بطوري كه نياز به ذكر نداشته باشد چرا كه انفاق يكي ازوظايف حتمي هر انساني است،لذا سخن راروي كيفيت انفاق آنان مي بردوميگويد: انفاقي عادلانه و دور از هر گونه اسراف وسختگيري دارند ، ونه انچنان بذلُ بخششي كنند كه زن فرزندشان گرسنه بمانند، و نه آن چنان سخت گير باشند كه ديگران از مواهب آنها بهره نگيرند.

در تفسير اسراف و اقتار كه نقطه مقابل يكديگرندمفسران سخنان گوناگوني دارند كه روح همه به يك امر باز ميگردد و آن اينكه اسراف آن است كه بيش  از حد  و در غير حق و بيجا مصرف گردد ، و اقتار آن است كه كمتر از حق و مقدار لازم بوده باشد 0

در يكي از روايات اسلامي  تشبيه جالبي براي اسراف و اقتار  و حد اعتدال شده است و ان اينكه هنگامي كه امام صادق (ع) اين ايه را تلاوت فرمود مشتي سنگ ريزه از زمين برداشت و محكم در دست گرفت ، وفرمود اين همان اقتار سخگيري است ، سپس مشت ديكري برداشت و چنان دست خود را گشود كه همه ان روي زمين ريخت و فرمود اين اسراف است ،بار سوم مشت ديگري برداشت وكمي دست خود را گشود به گونه اي كه فرو ريخت و مقداري در دستش باز ماند ،و فرمود اين همان قوام است0

واژه قوام (بروزن عوام)در لغت به معني عدالت و استقامت وحد وسط ميان دو چيز است و قوام بر وزن (كتاب) به معني چيزي است كه مايه قيام و استقرار بوده باشد 0

    بالا ترين اسراف

به هدر دادن عمر و سلامت و جواني ونيرو ها را بيهوده در راه فساد و گناه و عصيان و يا در مسير به دست اوردن متاع بي ارزش و نا پايدار اين دنيا به هدر دهد و در برابر اين سرمايه چيزي عايد او نشود 0آيا اين كار اسراف نيست و چنين كسان مسرف محسوب نميشوند 0كذلك زُيِّنَ لِلْمُسرِفين ما كانوا يعملون[42] اري اين چنين اعمال  اسراف كنندگان در نظرشان جلوه داده شده است 0( اينگونه براي اسراف كاران اعمالشان را كه انجام مي دادند زينت داده شده است )

انسان در مسير گناه نخست از اسراف شروع ميكند :

اِنَّ فرعونَ لَعالِ في الارض وَ اِنَّهُ لَمِنَ المُسرفين  [43]

فرعون بر تري جويي ( وطغيان ) در زمين داشت و او از اسراف كاران بود 0فرعون فردي اسراف كار و تجاوز كار بود و هيچ حد ومرزي را به رسميت نمي شناخت لذا قران مي فرمايد و انه لمن المسرفين واواز اسراف كاران است 0

در سو ره انعام آيه 141   خداوند كريم پس از ذكر نعمتهاي گوناگون مي فرمايد :

از ميوه انها به هنگاميكه به ثمر نشست بخوريد ولي فراموش نكنيد كه به هنگام چيدن حق انرا بايد ادا كنيد 0انگاه مي فرمايد :  وَ لا تُسرِفُوا اِنَّهُ  لا يُحِب المُسرفين : اسراف نكنيد زيرا خداوند اسراف كنندگان را دوست نمي دارد 0 اسراف به معني تجاوز از حد اعتدال است و اين جمله مي تواند اشاره به عدم اسراف در خوردن يا عدم اسراف در بخشش بوده باشد زيرا پاره اي از اشخاص به قدري دست و دل بازند كه هر چه دارند به اين و ان ميدهند و خود و فرزندانشان معطل مي مانند 0 [44]

           اسراف نكنيد :

خداوند در سوره اعراف ايه 31          به مواهب ديگر يعني خوردنيها و اشاميدنيهاي پاك و پاكيزه اشاره ميكند و ميفرمايد : وَ كُلوُا وَاشْرَبُوا 0000 بخوريد و بياشاميد  اما چون طبع زياده طلب انسان ممكن است  از دو دستور سوء استفاده كند و بجاي استفاده عاقلانه و اعتدال اميز از پوشش و تغذيه صحيح راه تجمل پرستي و اسراف و تبذير را در پيش گيرد بلا فاصله اضافه مي كند: و لا تسرفوا انه  لا يحب المسرفين  

 

   مصاديق بارز اسراف :

1- مراسم مذهبي

يكي از مصاديق بارز اسراف  ، اسراف در مراسم مذهبي و به ويژه ايام سوگواري امام حسين  ( ع) مي باشد . در اين ايام ، مردم با توجه به عقايد خود و باورهاي مذهبي براي نذورات خود دست به ولخرجي هايي مي زنند كه نه تنها موجب تقرب به حضرت حق نميشود بلكه موجب يك آسيب اجتماعي ميشود و ان باعث محروميت هاي انسانهايي ميشود كه از اين نذورات بهره اي نميبرند و حال آنكه نيازمندان واقعي انان هستند .از نظر اسلام اسراف و تبذير بسيار نكوهيده است و علاوه بر اينكه عيب بزرگي براي انسان به شمار ميرود و بلاي بزرگ اجتماعي است باعث محروميتهاي انسانهاي بي گناه ميگردد .بدون شك نعمتها ومواهب موجود در كره زمين براي ساكنانش كافي است اما به شرط اينكه بيهوده هدر داده نشوند و دور از هر گونه افراط و تفريط مورد بهره برداري قرار گيرند و گر نه اين مواهب ان قدر فراوان و نا محدود نيستند كه با بهره گيري نا درست ، اسيب نپذيرد ، و اي بسا اسراف و تبذير در منطقه اي از زمين با عث  محروميت منطقه اي ديگري شود و يا وتبذير نسل امروز باعث محروميت نسلهاي اينده گردد . بنابراين نفس عمل نكوهيده است ، خواه در امور مذهبي باشد ،يا اجتماعي ويا غيره .

همانور كه ذكر شد اسراف يكي از زشت ترين اعمال از ديدگاه اسلام است تا انجا كه در روايتي مي خوانيم كه پيامبر عظيم الشان (ص) از راهي عبور ميكردند يكي از يارانشان مشغول وضو گرفتن بود و اب زياد مي ريخت ، فرمود : چرا اسراف ميكني ! عرض كرد ايا در اب وضو نيز اسراف است فرمودند :اري هر چند كنار جويبار باشي.[45]

2- ساختمان سازي ها با متراژ هاي بالا

يكي از بارزترين مصاديق اسراف چنانچه در جامعه ي كنوني مي بينيم ساختن خانه هاي مجلل با متراژهاي زياد و غالبا بدون نياز مي باشد كه اگر بانيان اين بناها كمي بينديشند، به خوبي در مي يابند كه با مختصر كردن اين ساخت و سازها هزازان هزار نفر بي خانمان را مي توان خانه دار كرد و اگر اين مطلب نهادينه و بصورت فرهنگي عمومي در جامعه در آيد، بسياري از مشكلات و معضلات اجتماعي در راستاي ازدواج جوانان حل خواهد شد.

3- مصرف زياد مواد غذايي در ماه مبارك رمضان

يكي از فلسفه هاي وجوب روزه كه از فرمايشات پيامبر اكرم (ص) و ائمه هاي (عليهم السلام) استفاده مي شود همان صرفه جويي و تعادل در مصرف مواد غذايي و استراحت دادن به معده و برخي از اعضاي بدن مي باشد. همانطوركه فرموده اند : صوموا تصحوا : روزه بگيريد تا سلامت باشيد. اما متاسفانه بر اساس آمارهايي كه بعضي از محقيقين ارائه داده اند مصرف مواد غذايي و پروتئيني در كشور هاي اسلامي درماه مبارك رمضان 30  تا 40 درصد افزايش مي يابد كه اين خود، با فلسفه اي كه ذكر شد كاملا منافات دارد.

و هم چنين در حديثي مي خوانيم كه خداوند روزه را واجب ساخت تا بين ثروتمند و فقير مساوات برقرار شود و ثروتمند با تحمل گرسنگي و تشنگي به ياد گرسنگي فقرا بيفتد. به موجب آماري كه نقل شده، تعداد فقرا در جهان 1/3  ميليارد نفر تخمين زده شده كه اغلب آنها در آسيا و آفريقا زندگي مي كنند، هر سال 12 ميليون نفر كودك از گرسنگي و يا بيماري جان مي دهند.

يك دستور مهم بهداشتي و اقتصادي:

قرآن كريم كه مي فرمايد : «كُلُوا وَاشْرَبُوا وُ لا تُسْرِفُوا» گرچه در آغاز امر، شنونده احساس مي كند كه شايد اين دستور بسيار ساده و پيش پا افتاده است، اما امروره ثابت شده است كه يكي از مهمترين دستورات بهداشتي همين است، زيرا طبق تحقيقات دانشمندان، سرچشمه ي بسياري از بيماريهاي انسان، غذاهاي اضافي است كه به صورت جذب نشده دربدن باقي مي ماند، اين مواد اضافي هم بار سنگيني است بر قلب و عروق و ساير دستگاهاي بدن و هم منبع آماده اي است براي انواع عفونت ها و بيماريها، لذا براي درمان بسياري از بيماري ها، نخستين گام همين است كه اين مواد فراهم كه در حقيقت زباله هاي تن انسان هستند، سوخته شوند و پاكسازي جسم عملي گردد، كه آن به دو صورت امكان پذير است

الف – روزه گرفتن    ب- رژيم و خودداري از پرخوري

امام رضا عليه السلام مي فرمايند (1) : «لو اَنَّ النّاسَ قصدوا في الطعامِ لا عتدلَتْ ابدانُهم»

اگر مردم در طعام ميانه روي كنند، بدنهاي آنها اعتدال پيدا مي كند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

«فهرست منابع و ماخذ»

1.      قرآن مجيد

2.      آمدي عبدالرحمن بن محمد تميلي – غررالحكم و دررالكلم

با مقدمه ي ميرجلال الدين حسيني ارموي- ناشر انتشارات و چاپ دانشگاه تهران بهمن ماه 1366

3.      الحر العامل- الشيخ محمد بن حسن- متوفي 1104 ه.ق

وسائل الشيعه- طهران مكتبه السلاميه چاپ پنجم سال 1398 ه.ق

4.      حسيني رشتي سيد مصطفي- معارف معاريف- ج /2 – چاپ دانش قم نوبت چاپ دوم زمستان 1376

5.      دشتي محمد- نهج الباغه حضرت امام اميرالمومنين علي عليه السلام- موسسه تحقيقاتي امير المومنين (ع)- قم بوستان كتاب- قم مركز چاپ و نشر دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم 1384

6.      الراغب الصفهاني- مفردات الفاظ القرآن- تحقيق صفوان عدنان داوودي- قم شارع ارم- پاساژ قدس سال 1383 ه.ش  1425 ه.ق

7.      ري شهري محمد مهدي- منتخب ميزان الحكمه- ج/1 تلخيص سيد حميد حسيني

ترجمه حميد رضا شيخي- چاپ سوم- ناشر سازمان چاپ و نشر دار الحديث

8.      قرشي- علي اكبر- قاموس قرآن ج 3 و 4 چاپ مروي

دار الكتب السلاميه- مرتضي آخوندي طهران بازار سلطاني سال 1367 نوبت چاپ پنجم

9.      مويدي علي- فرهنگ جامع سخنان امام حسين (ع) موسوعه كلمات الامام الحسين (ع) گروه حديث پژوهشكده باقر العلوم زير نظر سازمان تبليغات اسلامي ناشر : نشر معروف قم چاپ ششم پائيز 1386

10. مظاهري- حسين- رساله توضيح المسائل حضرت آيه الله العظمي مظاهري

چاپ قم موسسه فرهنگي مطالعاتي الزهرا- چاپ هفتم

11. مكارم شيرازي تفسير نمونه ج/6/8/12/15/ تاليف حضرت آيه الله العظمي مكارم از انتشارات دار الكتب السلاميه طهران بازار سلطاني چاپ مروي 1363

12. ميرزايي علي اكبر- نهج الفصاحه (فارسي- عربي)  برگردان و نگارش. ميرزايي. علي اكبر قم انتشارات چاف 1385 نوبت چاپ ششم / 1386

 

 

 

 

فهرست آيات مربوط به اسراف در قرآن

از ريشه ي « س.ر.ف» 23 مورد آيه در قرآن به كار رفته است

·       و كلوا واشربَوا و لاتُسرِفُوا اِنَّهُ لايُحِبُ المُسرِفين  «اعراف /31»

·       اِنَّ اللهَ لايَهْدِي مَنْ هُو مُسْرِف كذّاب «غافر /28»

·       كذلك يُصِل اللهُ مَنْ هُو مُسرِفْ مُرتَكب «غافر /34»

·       .... وَ لاتَسرِفُوا اِنَّهُ لايُحِبَّ المُسِرفين « انعام /141»

·       كذلك زُيّنَ للمُسْرفينَ ما كانوُا يَعمَلوُن «يونس/12»

·       و لاتُطيعوا اَمرَ المُسرفين «الشعرا /151»

·       افََنَضربُ عَنْكُم الذَكرَ صَفحا اِن كُنتُم قُوما مُسرِفين «زخرف/ 5»

·       مُسوَمَة عِند رَبِك للمُسرِفين «الذاريات / 34»

·       وَ اِن مردنا اِلَي الله وَ انَّ المُسْرفين هُم اَصحابُ النّار «غافر / 43»

·       ثُمْ صَدَقْناهُم الوَعْدَ فاَنجَيْناهُم و مَنْ يَشا وُ اهلكناهُم المُسرفيْن «الانبيا / 9»

·       اِنَّ فرعونَ لَعالَ في الاَرْض وَ اَنَّهُ لَمِنَ المُسرفين «يونس / 83»

·       وُ الّذين اِذا انْفَقَوُا لَمْ يُسْرفُوا وَ لَمْ يَقْتَروا ...... «فرقان / 67»

·       وَ لا تَأكُلوا اِسرافاََ وَ بِدارََا اَنْ يَكْبُرُوا  «نسا / 6»

·       رَبَّنا اغْفِرلَنا ذُنُوبَنا وَ اِسرافَنا في اَمرِنا وَ ثَبت اَقدامَنا «آل عمران / 147»

·       وَ مَنْ فِرعونَ اِنَّهُ كانَ عاليََا مِنَ المُسرفيْن «الدخان /31»

·       وَ كَذلِكَ نَجْزي مَن اَسْرَفَ وَ لَمْ يُومِنْ بِآياتِ رّبّّه «طه / 127»

·       وَ اُتوا حَقَّة يَوْمَ حَصادِهِ وَ لاتُسْرِفوا ....  «انعام / 141»

·       قُلْ يا عَبادِي اَلذّينَ اَسَرفُوا علي نَفْسِهِمْ لانَقْنَطوا مِنْ رَحْمَة الله «الزمر / 53 »

 

 



[1] -واقعه/41-45

[2] - اسراء /27

[3] - انعام /141

[4] - فرقان / 67

[5] - رساله حضرت آيه الله العظمي آقاي مظاهري مدظله العالي صفحه 393و 394

[6] -فرهنگ بزرگ جامع نوين ترجمه ي  المنجد ،نوبت چاپ هيجدهم 1375 ،از نشريات انتشارات اسلام تهران ج/1

[7] -زمّر/53

[8] -قاموس قرآن ج/3و4تاليف سيد علي اكبر قريشي چاپ مروي ، نوبت چاپ پنجم 1367 دارالكتب اسلاميّه تهران بازار سلطاني مرتضي آخوندي

[9] -آيه 31 اعراف

[10] -به نقل از تفسير نمونه ج 6 ص153

[11]  - حديث 301نهج الفصاحه  ص61

[12]  - حديث 302 نهج الفصاحه ص 61

[13]  - حديث 303 نهج الفصاحه ص 61

[14]  - حديث 304 نهج الفصاحه ص 62

[15]   - حديث/ 335 ص 92 ج (1)غررالحكم و دررالكلم

[16]  - حديث/334 ص 92 ج (1)غررالحكم و دررالكلم

[17]  - حديث/ 2857 ص 772 ج (2)غررالحكم و دررالكلم

[18]  - از كتاب غررالحكم و دررالكلم ج 4 ص 122

[19]  - از كتاب غررالحكم و دررالكلم ج 4 ص 34

 [20] - از كتاب غررالحكم و دررالكلم ج 4 ص 190

[21] - از كتاب غررالحكم و دررالكلم ج 4 ص 436

[22]  - از كتاب غررالحكم و دررالكلم ج 4/ ص 572

[23] - از كتاب غررالحكم و دررالكلم ج 4/ ص 597

[24] - از كتاب غررالحكم و دررالكلم ج 5/ ص 86

[25]  - از كتاب غررالحكم و دررالكلم ج6/ ص 52

[26]  - از كتاب غررالحكم و دررالكلم ج 6/ ص228

[27]  - از كتاب غررالحكم و دررالكلم ج 6/ ص 363

[28]  - منتخب الميزان الحكمه ج1 ص 189 حديث 2993

[29]  - منتخب الميزان الحكمه ج1 ص 189 حديث2994

[30]  - منتخب الميزان الحكمه ج1  حديث 2989

[31]  -  منتخب الميزان الحكمه ج1  حديث 2990

[32]  -  منتخب الميزان الحكمه ج1  حديث 2991

[33] - صحيفه سجاديه دعاي 20  ص86

[34] - منتخب ميزان الحكمه ج1 حديث 2995

[35] - منتخب ميزان الحكمه ج1 حديث 2996

[36] - منتخب ميزان الحكمه ج1 حديث 2997

[37] - منتخب ميزان الحكمه ج1 حديث2998

[38] - منتخب ميزان الحكمه ج1 حديث 2999

[39]  - منتخب ميزان الحكمه ج1 حديث 3000 به نقل از كتاب شريف بحارالانوار

[40] - فرهنگ جامع سخنان امام حسين (ع) بخش 2 ص 845 حديث 55

[41] الميزان جلد 15 صفحه 333

[42] - يونس /12 ج/8 تفسيرنمونه از انتشارات دارالگتب اسلاميه تهران بازار سلطاني سال 58

[43] -  يونس /83

[44] - تفسير نمونه ج/6 ص4

[45] - تفسير صافي ، ذيل آيه 29 اسراء

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 17:2  توسط گروه عربی  |